بایگانی برچسب‌ها: دیالوگ فیلم

دیالوگی از «شاه‌زاده و من»

جان مورگان: من کسی که اهل دانمارک باشه نمی شناسم. تا به‌حال هم درباره یه فرد مشهور از اونجا نشنیدم، تو شنیدی؟
پیج : آره، البته.
[مکث طولانی]
پیج : ادی؟
ادی: ام، کی‌یر کگارد, نیلز بور ، هانس کریستین اندرسن
جان مورگان: [با مارک نجوا می‌کند] کیه این هانس کریستین اندرسن؟
ادی: لارس اولریش.
مارک مورگان: از گروه متالیکا؟
ادی: آره، از متالیکا.
مایک مورگان: شوخی می‌کنی.
جان مورگان: خیلی خوبه.
ادی: و هلنا کریستین‌سن.
جان مورگان: اوه اوه اوه، وایستا ببینم، مدل ویکتوریا سیکرت؟
ادی: بله.
مایک مورگان: خوب ، حالا دانمارک تبدیل به دم‌ا‌‌ش‌گرم‌ترین کشور دنیا شد.
جان مورگان: اینو جدی می‌گم، شما باس یه ابرقدرت باشین.
[همه می‌خندند]
ادی: آره

شاه‌زاده و من – 2004 – مارثا کولیج  (IMDb)

بیان دیدگاه

دسته نقل قول‌های سینمایی

دیالوگی از فیلم «روز تولد بچه»

سمت راست، ایتن ترمبلی و سمت چپ پیتر های‌من

سمت راست، ایتن ترمبلی و سمت چپ پیتر های‌من

ایتن ترمبلی: فکر می‌کنی دریل (دوست سیاه پوست پیتر)  با زن‌ات خوابیده؟
پیتر های‌من: نه.
ایتن ترمبلی: ولی من فکر می‌کنم, منظورم اینه که چرا باید این ماشین گرون‌قیمت رو به‌ات قرض بده چرا باید این همه پولو به‌ات بده؟ حتما واسه اینه که …
پیتر های‌من: واسه اینه که اون دوست منه، واسه اینه.
ایتن ترمبلی: تا حالا رفتی باغ‌وحش سن‌دیه‌گو؟
پیتر های‌من: یه سئوال ازت دارم. چه‌طور این سه‌تا سئوال به ذهن‌ات خطور کرد؟
ایتن ترمبلی: داشتم به زن تو و دریل فکر می‌کردم, و این‌که دریل زن تو رو حامله کرده باشه, به این فکر می‌کردم که بچه‌شون ممکنه چه شکلی باشه؟ و این‌که شاید شبیه یه بچه‌گوره‌خر باشه. و بعدش یادم آمد که من اصلا تو عمرم یه گوره‌خر هم ندیدم و بعدش فکر کردم که باید سر راه کالیفرنیا به باغ‌وحش سن‌دیه‌گو بریم.
پیتر های‌من: نه، من هیچ‌وقت به باغ‌وحش نرفتم، لطفن سئوال بعد.

روز تولد بچه (IMDb) – تاد فیلیپس – 2010

*زاپاس: لینک سکانس باغ‌وحش سن‌دیه‌گو در یوتیوب

بیان دیدگاه

دسته نقل قول‌های سینمایی

شستن،‌سابیدن، پختن

 

رویا (خطاب به جهان‌گیر): ببین من روزی ده بار می‌شورم می‌سابم می‌پزم …

تو می‌تونی روزی ده بار بنویسی «می‌شورم می‌سابم می‌پزم؟»

کاغذ بی‌خط – 1380- ناصر تقوایی

زاپاس: ویکی‌پیدیای انگلیسی ، سوره سینما

بیان دیدگاه

دسته مینی‌مال, معرفی فیلم, نقل قول‌های سینمایی, درباره سینما, عکس

مقام مسئول

اسکندر (سعید راد) (درحالی‌که در اتاقی که همه رزمنده‌ها حضور دارند دنبال فردی می‌گردد) : این‌جا مَقام مسئول کیه؟

یوسف (پرویز پرستویی): مُقام ن‍داره، مسئول مُنُم.

زاپاس:

* دوئل در وب‌گاه سوره

*دوئل در ایران‌اکتر

*دوئل در آی‌ام‌دی‌بی

*موسیقی متن دوئل در وب‌گاه تبیان

پس‌نوشت: دی‌شب آخرای برنامه «هفت» داشت خوابم می‌گرفت که یهو ده‌نمکی آمد روی خط و خواب را از چشمان‌ام گرفت، شروع کرد که شما به فیلم‌ام توهین کردید و فلان و پشمدان، می‌گفت مردم وقتی به دیدن یک فیلم رفته‌اند شعور داشته‌اند و کسی آن‌ها را به زور به سالن سینما نبرده است. غافل از این‌که همین مردم هم بدون اینکه زور بالای سرشان باشد به فیلم شما در نظرسنجی رای داده‌اند، سئوال هم این بود در میان چهار فیلم زیر کدام فیلم به خاطر بازی‌گرهایش پرفروش‌ترین فیلم سال شده است؟ 1. توفیق اجباری  2..چهارچنگولی   3. اخراجی‌ها 2   4.پوپک و مش‌ماشالله

بیان دیدگاه

دسته مینی‌مال, معرفی فیلم, نقل قول‌های سینمایی, درباره سینما

سکانسی از فیلم «درگذشتگان»

بیلی کاستیگان: [خطاب به متصدی بار] یه دونه آب شاتوت
مرد گیلاس‌به‌دست در بار: چیه دوره قاعدگی‌ات رسیده ؟آب‌شاتوت ادرارآوره. دوست‌دخترم هر وقت نوبت قاعدگی‌شه از اون می‌نوشه.
[بیلی یک گیلاس خالی برمی‌دارد و آن را بر سر مرد خورد می‌کند. آقای فرانسوی بیل را بغل می‌کند و او را به سمت دیوار می‌اندازد. بیلی سعی می‌کند دوباره به طرف مرد برود،‌اما فرانسوی او را همان‌طور رو به دیوار نگه می‌دارد . بیلی دستان فرنچ را به به عقب هل می‌دهد]
بیلی کاستیگان: دستای لعنتیتو به من نزن
آقای فرانسوی: [به‌آرامی] هی،هی،هی… تو منو می‌شناسی?
بیلی کاستیگان: نه، نه.
آقای فرانسوی: خوب من کسی ام که بهت می‌گم آدمایی هستن که تو می‌تونی بزنیشون و آدمایی هم هستن که تو نمی‌تونی بزنیشون. خوب این کاملا آدمی نیست که تو نتونی بزنی‌اش ، اما تقریبا آدمیه که تو نباید بزنیش. خب حالا من می‌خوام قانون لعنتی رو وضع کنم، باشه؟. لعنتی، تو این مردو نمی‌زنیش. باشه؟
بیلی کاستیگان: آره، عالیه ، خوب ، خوب.
آقای فرانسوی: من می‌شناسمت لعنتی. خانواده‌ات رو هم می‌شناسم.اگه یه بار دیگه با اون پسرعموت که پیش پلیسا تابلوئه خرید و فروش مواد بکنین دیگه فراموشم می‌شه که مادربزرگت چقدر با من مهربون بوده. شیکمتو سفره می‌کنم. شیرفهم شد؟‌
بیلی کاستیگان: بله، متوجه شدم.
آقای فرانسوی: چی داشتی می‌خوردی؟
بیلی کاستیگان: [خجالت‌زده] یه گیلاس آب شاتوت.
آقای فرانسوی: چیه؟ نوبت قاعدگیته؟
[روبه متصوی بار]
آقای فرانسوی: براش یه… آب‌شاتوت بیار.
آقای فرانسوی: [رو به مرد] هی کله‌پوک، این برادرزاده جکیه.
مرد لیوان به دست: اُه.
آقای فرانسوی: چیه؟ واسه چی گفتی «اُه» لعنتی؟
[چهار بار پشت‌سرهم به صورت مرد مشت می‌زند]
آقای فرانسوی: گم‌شو بیرون ..

درگذشتگان – 2006 – مارتین اسکورسیزی

بازی‌گر نقش بیلی ؛ لئوناردو دی‌کپریو

برنده چهار جایزه اسکار

بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین تدوین و بهترین فیلم‌نامه اقتباسی

نامزد بهترین بازی‌گر مرد نقش مکمل برای مارک والبرگ

سکانس آب شاتوت در یوتیوب

۱ دیدگاه

دسته معرفی فیلم, نقل قول‌های سینمایی, درباره سینما

فصلی از یک فیلم

فرانک ویلیام ابیگنیل جوان راهی مدرسه جدیدش شده است تا در آن‌جا درس بخواند، اما اونیفورمی رسمی بر تن دارد.در راه‌روی مدرسه نشانی  اتاق 17، درس زبان فرانسوی را از دختری می‌پرسد که پسری قلدر از پشت به او تنه می زند و کتاب‌های او پخش زمین می‌شوند.او وارد اتاق 17 می شود. سروصدای بچه‌ها کلاس را برداشته است. او تصمیم خود را می‌گیرد و خود را جای معلم جای‌گزین جا می‌زند.

فرانک: بچه‌ها، سروصدا نکنین. روی تخته  اسم‌اش را با تحکم می‌نویسد. اسم من آقای ابیگنله، نه آبیگنالی، نه ابیگنلی ، بلکه ابیگنل. خوب حالا یکی به من بگه دفعه پیش تا کجای کتاب پیش رفتین؟

کسی پاسخی نمی‌دهد.

فرانک:بچه‌ها،‌اگه دوباره سئوالمو تکرار کنم مجبور می شم به همه کلاس جریمه بدم.

دختری پاسخ می دهد: فصل 7.

فرانک: خوبه،  لطفا فصل هشت رو بیارین تا شروع کنیم.

فرانک پسری را که در راه‌رو به او تنه زده می‌بیند و سر میز او می‌رود.

فرانک:ببخشید،‌اسمت چیه؟

پسر:بِرَد

فرانک دست پسر را می‌گیرد و او را بلند می‌کند: برد، بیا اینجا جلوی کلاس و مکالمه شماره پنج رو بخون.

برد به سختی کلمات را تلفظ می‌کند. بچه‌ها به او می‌خندند.

اگر می‌توانی مرا بگیر – 2002 – استیون اسپیلبرگ

بازی‌گر نقش فرانک؛  لئوناردو دی‌کپریو

نامزد دو جایزه اسکار برای

بهترین بازی‌گر نقش مکمل مرد (کریستوفر واکن)

و بهترین موسیقی فیلم اورجینال (جان ویلیامز)

۱ دیدگاه

دسته نقل قول‌های سینمایی, درباره سینما