بایگانی برچسبها: دیالوگ فیلم
دیالوگی از «شاهزاده و من»
جان مورگان: من کسی که اهل دانمارک باشه نمی شناسم. تا بهحال هم درباره یه فرد مشهور از اونجا نشنیدم، تو شنیدی؟ پیج : آره، البته. [مکث طولانی] پیج : ادی؟ ادی: ام، کییر کگارد, نیلز بور ، هانس کریستین … به خواندن ادامه دهید
دیالوگی از فیلم «روز تولد بچه»
ایتن ترمبلی: فکر میکنی دریل (دوست سیاه پوست پیتر) با زنات خوابیده؟ پیتر هایمن: نه. ایتن ترمبلی: ولی من فکر میکنم, منظورم اینه که چرا باید این ماشین گرونقیمت رو بهات قرض بده چرا باید این همه پولو بهات بده؟ … به خواندن ادامه دهید
شستن،سابیدن، پختن
رویا (خطاب به جهانگیر): ببین من روزی ده بار میشورم میسابم میپزم … تو میتونی روزی ده بار بنویسی «میشورم میسابم میپزم؟» کاغذ بیخط – 1380- ناصر تقوایی زاپاس: ویکیپیدیای انگلیسی ، سوره سینما
مقام مسئول
اسکندر (سعید راد) (درحالیکه در اتاقی که همه رزمندهها حضور دارند دنبال فردی میگردد) : اینجا مَقام مسئول کیه؟ یوسف (پرویز پرستویی): مُقام نداره، مسئول مُنُم. زاپاس: * دوئل در وبگاه سوره *دوئل در ایراناکتر *دوئل در آیامدیبی *موسیقی متن … به خواندن ادامه دهید
سکانسی از فیلم «درگذشتگان»
بیلی کاستیگان: [خطاب به متصدی بار] یه دونه آب شاتوت مرد گیلاسبهدست در بار: چیه دوره قاعدگیات رسیده ؟آبشاتوت ادرارآوره. دوستدخترم هر وقت نوبت قاعدگیشه از اون مینوشه. [بیلی یک گیلاس خالی برمیدارد و آن را بر سر مرد خورد … به خواندن ادامه دهید
فصلی از یک فیلم
فرانک ویلیام ابیگنیل جوان راهی مدرسه جدیدش شده است تا در آنجا درس بخواند، اما اونیفورمی رسمی بر تن دارد.در راهروی مدرسه نشانی اتاق 17، درس زبان فرانسوی را از دختری میپرسد که پسری قلدر از پشت به او تنه … به خواندن ادامه دهید


