بایگانی برچسبها: دیالوگ
دیالوگی از «مدرسه راک»
پلیس داخل کلاس می آید تا «دویی فین» را که اصلا معلم نیست و خودش را جای دوستش جا زده دستگیر کند -پلیس: آقا میتونم چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟ -دویی: لطفا بذارین چند کلمه دیگه بگم. -اولیا بچهها: سرکار، … به خواندن ادامه دهید
شستن،سابیدن، پختن
رویا (خطاب به جهانگیر): ببین من روزی ده بار میشورم میسابم میپزم … تو میتونی روزی ده بار بنویسی «میشورم میسابم میپزم؟» کاغذ بیخط – 1380- ناصر تقوایی زاپاس: ویکیپیدیای انگلیسی ، سوره سینما
دیالوگی از سریال جستوجوگران
سرگرد عطا بهرامی (مسعود رایگان) سیگاری را برمیدارد که دود کند. حاجی عابدیزاده (رضا کیانیان) : به به ، سیگارم که میکشی، (خنده عصبی) ، پسفردا سینما هم برو. *سریال جستوجوگران [ + ]/ کارگردان: محمدعلی سجادی
مقام مسئول
اسکندر (سعید راد) (درحالیکه در اتاقی که همه رزمندهها حضور دارند دنبال فردی میگردد) : اینجا مَقام مسئول کیه؟ یوسف (پرویز پرستویی): مُقام نداره، مسئول مُنُم. زاپاس: * دوئل در وبگاه سوره *دوئل در ایراناکتر *دوئل در آیامدیبی *موسیقی متن … به خواندن ادامه دهید
سکانسی از فیلم «درگذشتگان»
بیلی کاستیگان: [خطاب به متصدی بار] یه دونه آب شاتوت مرد گیلاسبهدست در بار: چیه دوره قاعدگیات رسیده ؟آبشاتوت ادرارآوره. دوستدخترم هر وقت نوبت قاعدگیشه از اون مینوشه. [بیلی یک گیلاس خالی برمیدارد و آن را بر سر مرد خورد … به خواندن ادامه دهید
فصلی از یک فیلم
فرانک ویلیام ابیگنیل جوان راهی مدرسه جدیدش شده است تا در آنجا درس بخواند، اما اونیفورمی رسمی بر تن دارد.در راهروی مدرسه نشانی اتاق 17، درس زبان فرانسوی را از دختری میپرسد که پسری قلدر از پشت به او تنه … به خواندن ادامه دهید


