بایگانی ماهانه: سپتامبر 2010

سکانسی از فیلم «درگذشتگان»

بیلی کاستیگان: [خطاب به متصدی بار] یه دونه آب شاتوت
مرد گیلاس‌به‌دست در بار: چیه دوره قاعدگی‌ات رسیده ؟آب‌شاتوت ادرارآوره. دوست‌دخترم هر وقت نوبت قاعدگی‌شه از اون می‌نوشه.
[بیلی یک گیلاس خالی برمی‌دارد و آن را بر سر مرد خورد می‌کند. آقای فرانسوی بیل را بغل می‌کند و او را به سمت دیوار می‌اندازد. بیلی سعی می‌کند دوباره به طرف مرد برود،‌اما فرانسوی او را همان‌طور رو به دیوار نگه می‌دارد . بیلی دستان فرنچ را به به عقب هل می‌دهد]
بیلی کاستیگان: دستای لعنتیتو به من نزن
آقای فرانسوی: [به‌آرامی] هی،هی،هی… تو منو می‌شناسی?
بیلی کاستیگان: نه، نه.
آقای فرانسوی: خوب من کسی ام که بهت می‌گم آدمایی هستن که تو می‌تونی بزنیشون و آدمایی هم هستن که تو نمی‌تونی بزنیشون. خوب این کاملا آدمی نیست که تو نتونی بزنی‌اش ، اما تقریبا آدمیه که تو نباید بزنیش. خب حالا من می‌خوام قانون لعنتی رو وضع کنم، باشه؟. لعنتی، تو این مردو نمی‌زنیش. باشه؟
بیلی کاستیگان: آره، عالیه ، خوب ، خوب.
آقای فرانسوی: من می‌شناسمت لعنتی. خانواده‌ات رو هم می‌شناسم.اگه یه بار دیگه با اون پسرعموت که پیش پلیسا تابلوئه خرید و فروش مواد بکنین دیگه فراموشم می‌شه که مادربزرگت چقدر با من مهربون بوده. شیکمتو سفره می‌کنم. شیرفهم شد؟‌
بیلی کاستیگان: بله، متوجه شدم.
آقای فرانسوی: چی داشتی می‌خوردی؟
بیلی کاستیگان: [خجالت‌زده] یه گیلاس آب شاتوت.
آقای فرانسوی: چیه؟ نوبت قاعدگیته؟
[روبه متصوی بار]
آقای فرانسوی: براش یه… آب‌شاتوت بیار.
آقای فرانسوی: [رو به مرد] هی کله‌پوک، این برادرزاده جکیه.
مرد لیوان به دست: اُه.
آقای فرانسوی: چیه؟ واسه چی گفتی «اُه» لعنتی؟
[چهار بار پشت‌سرهم به صورت مرد مشت می‌زند]
آقای فرانسوی: گم‌شو بیرون ..

درگذشتگان – 2006 – مارتین اسکورسیزی

بازی‌گر نقش بیلی ؛ لئوناردو دی‌کپریو

برنده چهار جایزه اسکار

بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین تدوین و بهترین فیلم‌نامه اقتباسی

نامزد بهترین بازی‌گر مرد نقش مکمل برای مارک والبرگ

سکانس آب شاتوت در یوتیوب

۱ دیدگاه

دسته معرفی فیلم, نقل قول‌های سینمایی, درباره سینما

رام نارایان در جشن هنر شیراز

در وب‌گردی‌هایم در وبسایت کامنر ویکی‌مدیا که عکس‌های غیر کپی‌رایت‌دار را می‌گذارد برای استفاده در مقاله‌های ویکی‌پیدیا و درصفحه اولش برخوردم به یک ویدئو از جشن هنر شیراز که در آن هنرمند سارنگی‌نواز هندی رام ناریان در آن می‌نوازد، بعد در مقاله انگلیسی ویکی‌پیدیا در مورد جشن هنر شیراز به عکس‌های بیش‌تری برخوردم و سرانجام در مقاله پارسی‌اش نیز مطلب جامع و کاملی را یافتم. اگر مقاله‌های دیگر ویکی‌پیدیا هم به همین جامعی و روش‌مندانه‌گی نشوته شوند چه بسا در عرصه پژوهش نیز به پای همتاهای دیگر مثل ویکی‌پیدیای عربی یا ترکی برسیم. [همان ویدئو در یوتیوب]

پریسا در حال اجرای ترانه در جشن هنر شیراز سال 1345

بیان دیدگاه

دسته درباره موسیقی

این مرد را می‌شناسید؟

می‌توانید تشخیص دهید این مرد که برای شناخته نشدن در مکان عمومی تغییر قیافه داده کیست؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

بیان دیدگاه

دسته عکس

فصلی از یک فیلم

فرانک ویلیام ابیگنیل جوان راهی مدرسه جدیدش شده است تا در آن‌جا درس بخواند، اما اونیفورمی رسمی بر تن دارد.در راه‌روی مدرسه نشانی  اتاق 17، درس زبان فرانسوی را از دختری می‌پرسد که پسری قلدر از پشت به او تنه می زند و کتاب‌های او پخش زمین می‌شوند.او وارد اتاق 17 می شود. سروصدای بچه‌ها کلاس را برداشته است. او تصمیم خود را می‌گیرد و خود را جای معلم جای‌گزین جا می‌زند.

فرانک: بچه‌ها، سروصدا نکنین. روی تخته  اسم‌اش را با تحکم می‌نویسد. اسم من آقای ابیگنله، نه آبیگنالی، نه ابیگنلی ، بلکه ابیگنل. خوب حالا یکی به من بگه دفعه پیش تا کجای کتاب پیش رفتین؟

کسی پاسخی نمی‌دهد.

فرانک:بچه‌ها،‌اگه دوباره سئوالمو تکرار کنم مجبور می شم به همه کلاس جریمه بدم.

دختری پاسخ می دهد: فصل 7.

فرانک: خوبه،  لطفا فصل هشت رو بیارین تا شروع کنیم.

فرانک پسری را که در راه‌رو به او تنه زده می‌بیند و سر میز او می‌رود.

فرانک:ببخشید،‌اسمت چیه؟

پسر:بِرَد

فرانک دست پسر را می‌گیرد و او را بلند می‌کند: برد، بیا اینجا جلوی کلاس و مکالمه شماره پنج رو بخون.

برد به سختی کلمات را تلفظ می‌کند. بچه‌ها به او می‌خندند.

اگر می‌توانی مرا بگیر – 2002 – استیون اسپیلبرگ

بازی‌گر نقش فرانک؛  لئوناردو دی‌کپریو

نامزد دو جایزه اسکار برای

بهترین بازی‌گر نقش مکمل مرد (کریستوفر واکن)

و بهترین موسیقی فیلم اورجینال (جان ویلیامز)

۱ دیدگاه

دسته نقل قول‌های سینمایی, درباره سینما

جراحت

ماه رمضان بود.

توی یک چت‌روم بودم.

یکی پیام داد که کسی اگر درباره سینما صحبت می‌کند پیام بدهد.

خوشم آمد و پیام خصوصی به‌اش دادم.

اولین پرسشی که از‌اش کردم این بود: جدید‌ترین فیلمی که دیده‌ای چیست؟

پاسخ آمد: «جراحت».

بیان دیدگاه

دسته مینی‌مال, درباره سینما

آی‌ام‌دی‌بی پوست می‌اندازد

وب‌سایت آی‌ام دی‌بی که بزرگ‌ترین دادگان برخط درباره فیلم است به تازگی پوسته انداخته و با نمایی ترو تازه در بیشتر و بهتر در خدمت کاربران خود قرار گرفته است. این تغییر در مورد صفحه اصلی از چندی قبل انجام شده بود اما در مورد زیرصفحه‌های فیلمها و عوامل سینمایی این تغییرات به تازگی انجام شده است. به طوریکه مثلا درمورد عکس‌ها و ویدیوها که قبلا در بالای صفحه توضیحات فیلم بود ، به پایین صفحه‌ها منتقل شده است. نکته دیگری که به صفحه بازیگران اضافه شده است ، قسمتی به نام فیلم‌های معروف است که با نام Known for آن را در صفحه بازی‌گران مشاهده می‌کنیم. نمای صفحات روشن‌تر شده است و پیش بینی می‌کنم که این نوع پوسته عوض کردن پس از چندین و چند سال برای تغییر ذایقه کاربران بد نباشد و آن‌ها بهتر بتوانند با وبسایت ارتباط برقرار کنند. در زیر چند تصویر از نماهای جدید سایت ای‌ام‌دی‌بی را مشاهده کنید.

نمای صفحه‌ها روشن‌تر شده و طراحی به‌تری پیدا کرده است

بخش عکس‌ها و ویدیوها به پایین صفحه‌ها منتقل شده‌اند

قسمت تازه‌ای که مهم‌ترین فیلم‌های هر فرد را نشان می‌دهد.

درباره این تغییرات در آینده بیشتر خواهم نوشت. فعلا باید به‌ آن عادت کرد. شما هم الآن به صفحه اصلی بروید و لذت ببرید.

۱ دیدگاه

دسته وبگاه‌های سینمایی, درباره سینما

پیش‌داوری

در تاکسی را باز می‌کنم که سوار شوم

راننده می‌گوید: در را یواش ببندید

پیاده می‌شوم

بیان دیدگاه

دسته مینی‌مال