شیطان – نقد فیلم

اگر شیطان واقعیت داشته باشد، خدا هم واقعیت دارد – جمله‌ای از فیلم

نام فیلم شیطان
کارگردان جان اریک دادل
فیلمنامه برایان نلسن بر اساس داستانی از ام. نایت شیامالان
موسیقی فرناندو ولازکوئز
بازیگران کریس مسینا (کارآگاه بودن)
لوگن مارشال گرین (مکانیک)
جنی آوهارا (پیرزن)
بریانا نوواکویچ (زن جوان)
گونه تریلر
کشور ایالات متحده
سال 2010
زمان 80 دقیقه
امتیاز من 1.5/4

ام. نایت شیامالان را همه با فیلم‌هایی که در ژانر تریلر و فراطبیعی ساخته می‌شناسند. فیلم‌هایی چون حس ششم، نشانه‌ها، دهکده و واقعه.(آخرین بادافروز را هنوز ندیده‌ام) داستان فیلم شیطان را که جان اریک دادل کارگردانی آن را به عهده داشته را نیز شیامالان نوشته است. شیامالان و نحوه فیلم ساختن‌اش به‌صورت یک محتوای کالت در سینمای هالیوود درآمده‌اند. خیلی ها آثار او را تا حد شاه‌کار بالا می‌برند و خیلی‌ها آثار او را جزو فیلم‌های بی پایین به شمار می آورند. درباره فیلم شیطان و نحوه ساخت‌اش هم درست است که تنها داستان فیلم را شیامالان نوشته است (و نه فیلم‌نامه ان را) اما حتا تاثیر و سایه این نویسنده در سایه را می توان بر نحوه کارگردانی فیلم هم مشاهده کرد. فیلم شیطان اولین قسمت از سه‌گانه «وقایع‌نگاری شب» است.

فیلم داستان پنج انسان (دو زن و سه مرد) و سرگذشت چند ساعت حضور آن‌ها در یک آسانسور گیر کرده در یک ساختمان را بیان می کند. یکی از آنها یک مکانیک است، دیگری نگهبان همان ساختمان، مرد دیگر یک تاجر است و یکی از دو زن جوان است و دیگری پیر (این نام‌های درون فیلم‌نامه آن‌ها هم هست)

این پنج نفر ، گیرافتاده در آسانسور و گیرافتاده در خودشان و وهم اینکه یک قاتل خون‌خوار در آن مکان کوچک قرار است هرلحظه جان شان را بگیرد، محکوم به مرگ‌های دردناکی می‌شوند. بیرون از آسانسور و از طریق دوربین‌های مداربسته یک کارآگاه پلیس که به تازگی خانواده اش را در یک تصادف از دست داده است محکوم به دیدن مرگ این افراد در داخل آسانسور است. مرگ‌ها در فواصل زمانی معین و پس از قطع و وصل برق داخل آسانسور و سپس قطع کامل برق روی می‌دهند. در پایان فیلم هم به یک نکته کمی برخورنده به شعور خودمان بر می‌خوریم که کمی جای تامل دارد، یک تصادف خیلی غریب که اصلا هم ربطی به فیلم‌هایی مثل 21 گرم یا تصادف یا بابل ندارد.

پوستر فیلم شیطان

پوستر فیلم شیطان

در ابتدا و با صحنه‌سازی‌های نویسنده و کارگردان گمان بیننده به مرد بازرگان می‌رود که قاتل باشد ، اما این سیر گمان تا پایان فیلم به مسیر اشتباهی هدایت می‌شود، چون دقیقا همان کسی که ما گمان می‌کنیم که قاتل است، در سکانس بعدی کشته شده است. آن‌هم توسط کسی که ما نمی‌دانیم کیست و به خودمان لعنت می‌فرستیم که چرا بین این پنج‌ نفر نمی‌توانیم او را حدس بزنیم. همین حس تعلیق است که ما را تا پایان فیلم پای آن نگاه می‌دارد، می‌خواهیم بفهمیم این قاتل لعنتی کیست؟ صحبت‌های رامیرز (کنترل‌کننده ویدیوهای دوربین‌های ساختمان) که هر از گاهی ما را به یاد این می‌اندازند که شیطان وجود دارد و آن‌جا توی آسانسور هست هم مزید بر علت دیدن فیلم تا انتها می‌شود.

در پایان فیلم که با آن صحنه‌های سم ریمی وار روبرو می‌شویم و پی می‌بریم که چگونه شیطان می‌خواهد مشت قاتل زن و فرزند کارآگاه را در آن تصادف شوم باز کند از خودمان می‌پرسیم خوب چرا باید چهار نفر دیگر کشته شوند تا یک نفر بیاید و بگوید «من خیلی متاسفم» و بعد خود او بخشیده شود؟ همه این داستان برای چه گفته شده است؟ این ها سئوال‌هایی است که از خودمان می پرسیم. آیا شیامالان نباید فیلم بسازد؟ آیا نباید داستان فیلم (و نه فیلم‌نامه) بنویسد؟ شاید به‌ترین نوشته را در این مورد به خصوص در وبلاگ «من فیلم دوست دارم» خواند که نوشته:

شیطان تایید می‌کند که هیچ‌چیز نباید با توسل به نام ام. نایت شیامالان تبلیغ شود. هیچ فایده‌ای ندارد. بهتر است او تحت یک نام مستعار کار کند اگر که می‌خواهد مردم در آینده به دیدن فیلم‌های‌اش بروند. |+|

مدیوم سینما برای چنین لوکیشن بسته‌ای و تازه آن‌هم با نگاه از بالا به پایین دوربین شاید اصلا مدیوم مناسبی برای ساخت نباشد. به شخصه فکر می کنم مدیوم تئاتر برای نشان دادن چنین تریلری تا آخرین حد خودش مناسب‌تر می‌بود. هر چند هنوز می‌گویم کلیت این داستان، آدم‌های‌اش، روابط آن‌ها با یک‌دیگر و خیلی چیزهای دیگر فیلم زیر سئوال است.

مسئله شیطان این فیلم برای من تا حد زیادی یادآور فیلم نه چندان دل نشین دیگری است از استاد سم ریمی (پیش‌وند استاد را به عنوان طعن و کنایه به کار نبرده‌ام ، کسی که فیلمی مثل «مرد عنکبوتی» را می سازد و من (نوعی) آن‌را بالای ده بار نگاه کرده‌ام و هم‌چنین از فانتزی بسیار خوب‌اش در سری فیلم‌های ارتش تاریکی (در ایران : کلبه وحشت)  خیلی لذت برده‌ام، استادی است به تمام معنا) به نام «مرا به جهنم بکشان» که روابط علت و معلولی بین کنش‌ و واکنش‌های افراد فیلم خیلی مشخص نبود و من خودم در سکانس بز به معنای واقعی کلمه ترسیدم، اما لذت نبردم. در فیلم شیطان (که شاید شیامالان با انتخاب چنین عنوان سرراستی برای فیلم‌اش که  داستان را در همان ابتدا لو می‌دهد، همان اول کار قبر‌اش را کنده‌است) نیز روابط آدم‌ها خیلی مشخص نبود.

نمایی از «شیطان» فیلمی نوشته ام. نایت شیامالان

نمایی از «شیطان» فیلمی نوشته ام. نایت شیامالان

هنوز عقیده‌ام را در این نکته که «هر فیلم ارزش یک‌بار دیدن را دارد» از دست نداده‌ام. امیدوارم دیگر بینندگان این فیلم هم پس از دیدن «شیطان» چنین باشند.

زاپاس: شیطان در آی‌ام‌دی‌بی ، در ویکی‌پیدیا،  سایت رسمی فیلم

Advertisements

2 دیدگاه

دسته معرفی فیلم, نقد فیلم

2 پاسخ به “شیطان – نقد فیلم

  1. یوسف

    کارگردان spiderman سم ریمیه که سبک فیلماش زمین تا آسمون با فیلمای سم مندز فرق داره، امیدوارم اشتباه لفظی بوده باشه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s