زندگی پارادوکسیکال دوست‌ام

دوست‌ام که خانواده‌ای نسبتا سنتی دارد و در دامان همین فرهنگ بزرگ شده و سعی دارد فرزندان‌اش را نیز به همان سیاق پرورش دهد تعریف می‌کرد که بعد از چند بار دیدن برنامه «بفرمایید شام» از شبکه من و تو، پسر‌اش که کلاس چهارم است در پندار خود کاری را که برای آن خانواده یک تابو محصوب می‌شود را انجام داده است. تعریف می‌کرد خانم‌اش ژله درست کرده بوده و آورده بود تا بخورند. پسراش براساس آن چه دیده و پنداشته گفته ظرف‌ها را به هم بزنیم (به سلامتی) و پدر و مادر مانده‌اند چه جواب بچه را بدهند. اگر دعوای‌اش کنند و برخورد تندی داشته باشند حدیث الانسان حریص بما منع خواهد بود و اگر چیزی نگویند بجه خواهد پنداشت که این مسئله عرف است، جون در تلویزیون نشان‌اش داده‌اند. واقعا پارادوکس عجیبی است.

Advertisements

۱ دیدگاه

دسته روزنوشت

1 پاسخ به “زندگی پارادوکسیکال دوست‌ام

  1. چرا همه دارن جابه جا میشن . فکر کنم منم باید این کار رو بکنم . به هر حال از وبلاگت خوشم امد . اطلاعات خوبی در اون هست . مرسی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s