مردی که خیلی کم می‌دانست – نقد فیلم

نام فیلم مردی که خیلی کم می‌دانست
کارگردان جان آمی‌یل
فیلمنامه رابرت فرارهاوارد فرانکلین
موسیقی کریستوفر یانگ
بازیگران بیل موری (والاس ریچی)
جوآن ولی (لوری)
آلفرد مولینا (بوریس )
گونه کمدی – جاسوسی
کشور ایالات متحده
سال 1997
زمان 94 دقیقه
امتیاز من 3/4

داستان فیلم:

والاس ریچی ، فردی آمریکایی است که برای گذراندن تعطیلات نزد برادرش جیمز به انگلستان آمده است. برادر او باید برای طرح پروژه‌ای که در دست دارد برای عده‌ای کنفرانس بدهد و چون فکر می‌کند جیمز با منش آمریکایی‌اش مزاحم او شود به او پیش‌نهاد می‌کند که در یک برنامه اجرای بداهه با اسم «تئاتر زندگی» شرکت کند، یک برنامه‌ی روتین که افراد آماتوردر آن باید نقش ایفا کنند. والاس باید کنار یک باجه‌ی تلفن بایستد تا به او تلفن شود و وارد برنامه شود، اما در همین لحظه تلفنی از سوی فردی می‌شود که قرار بوده با یک آدم‌کش اجیرشده تماس بگیرد، مرد فکر می‌کند والاس باید همان آدم‌کش (اسپنسر) باشد و والاس فکر می‌کند برنامه‌ی موردنظر شروع شده و او باید نقش‌اش را ایفا کند، پس به مرد می‌گوید که اسپنسر است.

بیل موری در نمایی از مردی که خیلی کم می‌دانست

بیل موری در نمایی از مردی که خیلی کم می‌دانست

از این لحظه تا آخر فیلم والاس دست به یک سری عملیات «گجت»وار می‌زند و در تمام مدت هم متوجه این مسئله نمی‌شود که هیچ نقش و تئاتری در کار نیست و با یک سری خلاف‌کار و نیروهای امنیتی روسیه و انگلیس سر وکار دارد. ماموران  مخفی کا‌گه‌به به رهبری سرگئی از یک طرف و وزیر دفاع انگلیس و شخصی که ابتدا با والاس تماس گرفته بود (سر راجر) از طرف دیگر تصمیم گرفته‌اند که با مخفی کردن یک بمب در داخل یک عروسک ماتروشکا در میهمانی شام تجدید پیمان روسیه و انگلیس جنگ سرد دیگری را آغاز کنند. در ادامه‌ی بی‌خبری‌های والاس او با زنی به اسم لوری آشنا می‌شود که گویا معشوقه‌ی وزیر دفاع بوده و با او نامه‌‌های عاشقانه ردوبدل می‌کرده است.

او که فکر می‌کند والاس برای کشتن او اجیر شده ابتدا تسلیم او می شود اما سپس با او فرار می‌کند. همه‌ی این مسائل هم به این‌خاطر رخ می‌دهد که والاس بی‌چاره روح اش هم خبر ندارد که در چه ماجرای پیچیده‌ای در حال شرکت است. در طول فیلم یک افسر سابق کاگه‌به به اسم بوریس (فکر می‌کنم اسم نصف آدم‌بدهای روسی تاریخ سینمای آمریکا همین «بوریس» بوده است.)  توسط سرگئی اجیر می‌شود تا   از شر اسپنسر جعلی داستان راحت شود. خوش‌بختانه هیچ بلایی تا آخر فیلم متوجه او نمی‌شود و او از همه اتفاقات داستان سربلند بیرون می‌آید، همه‌ی شخصیت‌های منفی داستان هم فکر می‌کنند که او هیت‌منی کارکشته و خبره است، ترس واقعی آن‌ها از او را جایی اواخر فیلم می‌شود دید که برادر او را می‌خواهند شکنجه کنند و او از این موضوع هم بی‌خبر است. وقتی به او دو چمدان پول می‌دهند که دست از سر آن‌ها بردارد او می‌گوید: «کاش برادرم هم این‌جا بود و می‌دید) در این‌جا سر راجر با دست‌پاچگی به دست‌یارش می‌گوید: «احمق برو برادرش را بیار»، دست‌یار به سرعت می‌دود تا نگذارد شکنجه‌ی برادر والاس شروع شود، وارد اتاق می‌شود و داد می‌زند: «به خاطر خدا شکنجه‌اش نکنید، وگرنه برادرش همه‌مونو می کشه!» .

در پایان داستان بمب داخل عروسک که در دست والاس بوده  از کار می‌افتد و او آن‌را داخل یکی از چمدان‌های دارای پول قرار می‌دهد، سر راجر و مرد روسی همان چمدان را برمی‌دارند و فرار می‌کنند. در داخل هلیکوپتر شکل مسخره عروسک را مورد تمسخر قرار می‌دهند و سرگئی سعی می‌کند عروسک را باز کند و ناگهان بمب منفجر می‌شود. در پایین، روی زمین، والاس و لوری نشسته‌اند و با هم مشغول عشق‌بازی هستند، آسمان بالای سرشان از انفجار بمب آتش‌باران است.

سکانسی از فیلم که والاس رقص مشهور فولکلور روسی را ناشیانه انجام می‌دهد.

نقد فیلم:

کمدی؟ بله، این فیلمی کمدی است. نوع‌اش؟ موقعیت. جاسوسی؟ بله، این فیلم جاسوسی هم هست. شانس؟ خیلی در فیلم و روند اتفاقاتی که برای والاس ریچی می‌افتد نقش بازی می‌کند، آدم‌بدها دقیقن همان چمدانی را برمی‌دارند که توی‌اش بمب است. بعد همان عروسکی که تا چند لحظه پیش ازش می‌ترسیدند را تکان می‌دهند و می‌خواهند بازش کنند و منفجر می‌شود، یا در صحنه‌ی رقص (ویدیو در بالا) هرچه والاس عروسک بمب‌دار را بالا و پایین می‌اندازد اتفاقی نمی‌افتد و بمب توسط یک سرنگ سمی که به بدنه‌ی عروسک می‌خورد خنثی می‌شود. ولی این لحظات در فیلم‌نامه آن‌قدر نیستند که لذت دیدن یک فیلم یک‌ونیم‌ساعته‌ی کمدی جمع و جور را از انسان سلب کند.

این فیلم از روی کتابی به اسم «مراقب این مرد باش» ساخته شده و نویسنده‌اش رابرت فرار در نوشتن فیلم‌نامه هم هم‌کاری داشته است. بازی بیل موری و آلفرد مولینا خوب از کار درآمده است و بیل موری مخصوصن توانسته در نقش آدمی که در فیلم بازی در بازی می‌کند موفق عمل کند. داستان فیلم‌نامه همان‌طور که اول گفتم چندان چفت و بست خوب ندارد، یعنی اگر بخواهی جنبه کمدی کار را ندیده بگیری می‌توانی شکاف‌های زیادی را در آن بیابی، شاید خود داستان اصلی چنین بوده (که بعید می‌دانم، چون مدیوم کتاب برای بسط و شرح شخصیت‌ها و پلات‌ها خیلی بازتر از فیلم‌نامه است). توانایی کارگردان در ایجاد تعلیق انسان را یاد هیچکاک بزرگ می‌اندازد، همان طور عنوان فیلم که به یکی از فیلم‌های استاد  دلهره  (مردی که خیلی زیاد می دانست) پهلو می زند. چند ارجاع دیگر هم به فیلم‌های ژانر دزدی و پلیسی مثل بانی و کلاید و استارسکی و هاچ هم در فیلم هست.

روش ساخت فیلم و روند اتفاقات و دنیای آدم‌بدها و خوب‌ها من را به‌شدت یاد فضای فیلم قاپ‌زنی گای ریچی انداخت. البته فیلم ریچی سه‌سال بعد از این فیلم ساخته شده و اگر هم تاثیر و تاثری بوده است از فیلم آمی‌یل به فیلم ریچی بوده است.در آن فیلم هم با یک عده خلاف‌کار روسی و انگلیسی و آمریکایی و یک کارچاق‌کن انگلیسی با بازی جیسن استتهم روبه‌رو هستیم که سرنوشت‌شان به هم گره‌خورده است. جالب این‌ که نام شخصیت روسی آن فیلم هم بوریس است. هر چند قاپ‌زنی در پرداخت شخصیت‌ها، پر کردن شکاف‌های داستان، و سد در سد در فیلم‌برداری ماهرانه‌اش چند پله بالاتر از فیلم آمی‌یل قرار دارد.

بمب داخل این عروسک ماتروشکا مخفی شده و والاس بی‌خبر از همه‌جا مشغول رقص روسی با آن است!

بمب داخل این عروسک ماتروشکا مخفی شده و والاس بی‌خبر از همه‌جا مشغول رقص روسی با آن است!

فیلم را نمی‌شود و نباید جدی گرفت، جز در همین حد که یک و نیم ساعت آدم را سرگرم می کند و استعدادی به نام بیل موری را با انسان یاداور می‌کند که باید فیلم‌های دیگرش را هم دید و به نقد گذاشت، فیلم‌هایی مثل زندگی ابی با استیو زیسو یا روح‌ترکان‌ها که کم‌تر دیده شده‌اند فکر کنم.اگر طرف‌دار بیل موری هستید یا از دیدن فیلم‌های هنری خشک روشن‌فکرانه مثل من خسته شده‌اید این فیلم سرحال تان می‌آورد.

راستی گفتم بیل موری و در حین دیدن فیلم متوجه شده که میان‌سالی‌های او خیلی شبیه پیری‌های تام هنکس بوده است.

زاپاس : مردی که که خیلی کم  می‌دانست در آی‌ام‌دی‌بی

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته نقد فیلم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s