استخر کبد

ام‌روز مراقب بودم، داشتم همین جوری مراقبت می‌کردم که یک نوشته روی یکی از میزها توجه ام را به خود جلب کرد، رفتم جلوتر و نوشته را خواندم، LIVERPOOL با خودم ترجمه کردم استخر کبد، گفتم یعنی چه؟ استخر کبد، این چه اضافه ی اسمی است؟ معنی نمی‌دهد که ، همین‌جور قدم زدم تا انتهای سالن و به همین موضوع فکر می‌کردم. برگشتم، یک‌بار دیگر به نوشته نگاهی انداختم، خواندم‌اش، «لیورپول»، خندیدم تا یک ساعت.

پس‌نوشت: گاهی مشغله‌های حال حاضر آدمی (برای من ترجمه) باعث می‌شود نگاه دیگری به اطراف داشت که اغلب خنده‌دار هم هست.

زاپاس: گویا من تنها هم نیستم.

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته روزنوشت, زبان‌شناسی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s