شش شخصیت در جست‌وجوی نویسنده

روز – خارجی – متروی لندن، برتا، دختر جوانی که  در ارکستر فیلارمونیک لندن فلوت می‌نوازد وارد واگن مترو می‌شود. پسری بدون جلب‌توجه دارد او را تعقیب می‌کند.

شب – داخلی – اتاق 201 هتل ممتازمحل ، کلکته، ریتا، دانش‌جوی هندی رشته‌ی جامعه‌شناسی با استادش  که ساکن اتاقی در هتل است برای ارائه‌ی پایان‌نامه‌اش مشورت می‌کند.

روز – خارجی –  بازار بزرگ ماهی توکیو، هویی، 32ساله، مادر دو فرزند، برای درست کردن شام، سوشی، از مغازه‌ای ماهی مخصوص را می‌خرد.

روز – داخلی – اداره‌ی پلیس مکزیکوسیتی ، خوزه، عمده‌فروش  کوکایین، دست‌گیرشده، دارد روی  کاغذی که رییس‌پلیس به او برای نوشتن اعتراف داده، تصویر مشهور مریلین مونرو در فیلم خارش هفت‌ساله را نقاشی می‌کند.

شب – خارجی – فارست‌هیل کالیفرنیا، آرایش‌گاه ستاره‌ی آبی ،جانی، آرایش‌گر، تاس، 40ساله، دارد صورت مشتری را دارد اصلاح می‌کند. چون حواس‌اش پی مشکلاتی که با هم‌سرش داشته می‌رود (احتمالن در آینده‌ی نزدیک از هم جدا می‌شوند)، صورت مشتری را زخم می‌کند.

شب – داخلی – کافه‌ کلاسیک، تهران ، مرتضی، سمین، دوست‌دخترش را به‌کافه‌ برده و دارند هات‌چاکلت می‌نوشند. مرتضی سعی می‌کند راهی پیدا کند تا سمین بیش‌تر با او راحت باشد. سمین، در انتهای سالن کافه، علی‌رضا، (دوست‌پسر سابق‌اش) را دیده و باعجله از روی صندلی‌اش بلند می‌شود و کافه‌ کلاسیک را ترک می‌کند. تا مرتضی پول میز را حساب کند و بیرون برود، سمین رفته‌است. مرتضی دیگر هیچ‌گاه او را نخواهد دید.

بازه‌ی زمانی نامعلوم – خارجی – ملکوت آسمان‌ها، خدا به شش فرشته‌ی مقرب‌اش دستور خاصی در مورد برتا ، ریتا، هویی، خوزه، جانی و سمین می‌دهد.

بیان دیدگاه

دسته داستانک

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s