داستان یک مرده – قسمت یکم

ناقوس می‌نوازند. خسوس پیر مُرده. جولیتا عرق از پیشانی پاک می‌کند. نگاهی به کلبه‌ی قدیمی‌اش می‌نوازد. سربند از سر وا می‌کند و راه می‌افتد.

تمام مردم ده کم‌و‌بیش همین کار را می‌کنند. جز پال که از گذشته با خسوس دشمنی داشته. همه می‌دانند که صدای ناقوس قدیمی نشانه‌ی مرگ دهقان پیر است.

یک ماهی می‌شد که مریض افتاده بوده گوشه‌ی خانه و پسر جوان‌اش از او تیمار می‌کرد.

جولیتا در راه سیمونه را می‌بیند و کنارش شروع به قدم زدن می‌کند. همه ساکت‌اند. سرها پایین افتاده. لباس‌ها همان لباس‌های دهقانی، بدون تشریفات.

پدر گروئلا بیرون در کلیسا ایستاده است. پسر جوان خسوس هم همین‌طور.

2 دیدگاه

دسته داستانک

2 پاسخ به “داستان یک مرده – قسمت یکم

  1. اینجا خیلی باحاله ها….تبریک میگم.وبلاگای غیر سیاسی تو وردپرس داره زیاد میشه….خوشالم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s