بایگانی ماهانه: فوریه 2012

نمونه سئوال المپیاد زبان انگلیسی دوم راهنمایی منطقه‌ای – 1390

الوعده وفا. پارسال در پستی نمونه‌ سئوال‌های منطقه‌ای و استانی المپیاد انگلیسی زبان انگلیسی دوم راهنمایی را اینجا گذاشتم. امسال هم المپیاد منطقه‌ای زبان انگلیسی همین هفته‌ی پیش برگزار شد. تصاویر مربوط به این المپیاد را هم در اینجا می‌گذارم.

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته تدریس

اصغر فرهادی، نام جاودانه‌ی تاریخ سینمای ایران

بامداد دوشنبه ساعت 4 الارم گوشی‌ام را که کوک کرده بودم مرا بیدار کرد. برای اسکار. بیدار شدم. خیلی خوشحال که قرار است پیروزی دیگر جدایی نادر از سیمین را این‌بار در بزرگترین مراسم جوایز سینمایی جهان ببینم. دیشب در اینترنت دیده بودم که شبکه‌ی فاکس‌موویز برای خاورمیانه پخش مستقیم مراسم را دارد. می‌دانستم که داریم‌اش، کنار ام‌بی‌سی‌ها دیده‌بودم‌اش قبلن. رفتم سراغ ماهواره و کانال فاکس را آوردم. نگرفت. خدایا چه کنم؟ نیم ساعت دیگر مانده به شروع مراسم. برگشتم سراغ نت و فرکانس‌ها را چک کردم و دوباره واردشان کردم، نخیر نگرفت.

همه‌ی شبکه‌های نایل و بدر می‌گیرند الا همین فاکس‌موویز فلان‌فلان‌شده، دیشب‌اش در توییتر خوانده‌بودم لینک ویدیوی استریم مراسم هم بود. رفتم سراغ آن‌ها ، شبکه‌ی سی‌ان‌بی‌سی-ای از ترک‌ست ویدیوی استریم گذاشته بود. ولی با سرعت مزخرف ما، همه‌اش پاز می‌شد. فریز می‌شد، تیک داشت. خدایا چه کنم؟ مهم بود مراسم برایم. نه اینکه حالا ایران امسال سهمیه داشت برایم مهم شده باشد. سه چهار سالی هست که هرسال می‌بینم‌اش. اما امسال بی‌مبالاتی خودم باعث شد نتوانم ببینم مراسم را زنده. در توییتر بچه‌هایی که زنده می‌دیدند گزارش مستقیم می‌کردند و من هم اعصاب‌خورد از دست سرعت اینترنت و پاز شد تصویر ویدیوی استریم به همان‌ها قناعت می کردم.

از هر نطقی یک پنجم‌اش را می‌دیدم. نطق فرهادی را هم الآن ویدیویش را دانلود کردم و دیدم. خوشحال شدم خیلی خیلی هم خوشحال شدم. برای فیلمنامه نبرد که خوب به‌نظرم همان نامزدشدن‌اش موفقیت خیلی بزرگی بود برای سینمای ایران.اما شکست امشب برای من بود که نتوانستم مراسم را زنده ببینم. اجرای بیلی کریستال هم برایم مهم بود. برای سال بعد، برنامه‌های ویژه‌ای دارم. مطمئنم. آقای فرهادی ، موفقیت‌ات مبارک عزیز، که شادی را به خانه‌های ایرانیان آوردی. دستت درد نکند. خدا پشت و پناهت باشد.

زاپاس: ویدیوی بردن اصغر فرهادی و نطق خیلی خوبش

بیان دیدگاه

دسته مراسم و جشن‌واره‌ها, درباره سینما

شغل خود را چگونه گذرانده‌اید؟

یخ بستم. نزدیک به مرگ را تجربه کردم. تابه‌حال فقط شنیده بودم درباره‌اش، این که آدمی، جان‌داری از سرما بمیرد. ام‌روز دیگر تجربه‌اش کردم. سرمای زیاد، برف درشت با بادی با سرعت زیاد به صورتت بخورد. ماشینتان در برف گیر کند و سر بخورد و تو و همکارانت پیاده شوید و هُل بدهید و ماشین را از میان بسیاری ماشین‌های دیگر که همگی مانده‌اند سانتی متر به سانتی متر به جلو برانید. همه‌ی وجودت بی‌حس شود، کرخت شود، میزان اسید لاکتیکی که به پاهایت می‌ریزد از پیمانه رد شود، نفس‌ات درنیامده بسوزد. بوی خون حس کنی در شش‌هایت. همه‌ی این‌ها را تجربه کردم امروز.

 

به محل فاجعه نرسیده بودیم که دوستم گفت بهنام فیلم. یعنی فیلم بگیر با گوشی، گفتم مموری‌ام تمام شده از هفته‌ی پیش که برف و بوران را فیلم‌برداری کردم. از همان محلی که دوستم فریاد زد، بهنام فیلم می‌توانستم حدود پنجاه ماشین را ببینم که همگی گیر کرده بودند.رنگ‌های زرشکی و نقره‌ای و سیاه در زمینه‌ای سفید حرکات خفیفی می‌کردند. کمی که جلوتر رفتیم تصویر بزرگ را دیدم. درفاصله‌ی دورتر همان تعداد ماشین نگه داشته بودند و لودر بزرگی هم داشت جاده را تیغ می‌زد. در مسیر خانم معلم‌هایی که از ماشین پیاده شده بودند را دیدیم که گریه می‌کردند. خودمان که چهار نفر آقای نره‌خر بودیم نزدیک بود گریه‌مان بگیرد، آن بیچاره‌ها را که بماند. تنها هدف فرار از آن قبرستان سفید سرد بود که مارا به جلو می‌راند. در راه خیلی به شغلم و محل خدمتم لعنت فرستادم. انبیاء شغل سختی داشته‌اند.

2 دیدگاه

دسته روزنوشت

لست.‌اف‌ام من

درست یک سال پیش (25 فوریه 2011) بود که عضو سایت لست.اف‌ام شدم، آن موقع نمی‌دانستم یک سال بعد پست مجزایی را در وبلاگم به این پدیده اختصاص خواهم داد، آن‌هم برای یکسالگی عضویتم در این سایت. همان موقعع‌ها بود که به خاطر ترافیک نامحدود ( هرچند کم‌سرعت‌ام) می‌توانستم آلبوم‌های جدید موسیقی را دانلود و دسته‌بندی کنم. کم‌کم یاد گرفتم که باید آن‌ها را برچسب هم بزنم (tag). این یک سال طوری برایم گذشت که اگر روزی نمی توانستم اسکرابل کنم (به عمل فرستادن اطلاعات پخش‌کننده‌ی موسیقی‌تان که همان موسیقی‌هایی که پخش می‌کنید باشد در سایت لست‌.اف‌ام به‌صورت سیستماتیک یعنی مشخص بودن آلبومها و هنرمندان و … اسکرابل می گویند) واقعن افسرده می‌شدم. یعنی گوش کردن موسیقی بدون اسکرابل‌کردن آن برایم بی‌معنی و بی‌هدف بود. جالب این‌که چیزی حدود سه چهار هفته به خاطر یک اشتباه احمقانه نمی‌توانستم هیچ چیز اسکرابل کنم.

خوب بروم سراغ آماری از این یک سال گذشته:

در یک سال اخیر چهارده‌هزار ترک مستقل گوش کرده‌ام. متوسط سی و هشت ترک در یک روز. درکُل به 1675 هنرمند موسیقی (خواننده، نوازنده، گروه) گوش کرده‌ام. 715 تِرک محبوب داشته‌ام. قطعه‌ی «نامه» از آلبوم الکی محسن نامجو با  125 بار اسکرابل و قطعه‌ی «ریزگرد ارغوانی» (به‌انگلیسی: Purple Haze)  از آلبوم شما باتجربه هستید جیمی هندریکس با 71 بار و قطعه‌ی تمرینی «زخم زبون» از محسن چاوشی با 61 بار سه قطعه‌ی بیشتر پخش‌شده‌ام هستند.

اما ده هنرمند برتری که جزو بیشترین شنیده‌شده‌هایم هستند عبارتند از:

1.زبیگنف پرایزنر (576 پخش)، آهنگساز فیلم لهستانی که آهنگسازی فیلمهایی مثل آبی، قرمز، سفید،و زندگی دوگانه‌ی ورونیک اثر کیشلوفسکی را به‌عهده داشته‌است.

2. فیلیپ گلس (567 پخش)، آهنگساز آمریکایی که بیشتر به‌خاطر موسیقی متن‌هایی که ساخته مشهور است، وی سه‌بار نامزد دریافت اسکار شده است.

3. محسن نامجو (464 پخش)، محسن نامجو، خواننده – ترانه‌سرای آوانگارد ایرانی که نیازی به معرفی ندارد. آلبوم الکی‌اش را هم بیشتر از هر آلبومی شنیده‌ام.

4. بیتل‌ها (290 پخش)، بیتل‌ها، شاید جدی‌ترین گروهی بودند که با آنها با موسیقی جدی و خوب آشنا شدم. دبیرستانی بودم شاید. عشق همیشگی من.

5. هانس زیمر (277 پخش)، موسیقی متن می‌سازد. خوبش را هم می‌سازد.به‌ترین کارش را هم آلبوم «سرآغاز» (کریس نولان) می‌دانم.

6. جنیس جاپلین (250 پخش)، اولین خواننده‌ی زن لیست. یادم نیست ولی همین یک ساله آشنا شدم باهاش. خیلی دوست‌اش دارم. ترانه‌ی «شاید» و «دوران‌ تابستان»اش خدا هستند.

7. تام ویتس (171 پخش)، تام عزیز را سر دیدن فیلمهای جارموش (زمین‌خوردگان قانون و قهوه و سیگار) کشف کرده‌ام. . لیکن تام‌ ویتس‌باز نیستم.

8.کورالی کلمان (171 پخش)، این هم دومین خواننده‌ی زن فهرست. کورالی را هم همین یک ساله کشف کردم و از این کشف بی‌نهایت خوشحالم.

9. جیمی هندریکس (169 پخش)، جیمی و گیتار الکترونیک در فرهنگ موسیقی معصر امریکا شاید مترادف باشند. جیمی هندریکس و جنیس جاپلین را اهل فن می‌دانند چرا اینجا با هم نوشتم.

10. نیل یانگ (167 پخش)، نیل یانگ و گیتار رویایی‌اش، و صدای معرکه‌اش. و موسیقی متن فیلم «مرده مرده‌» اش (جیم جارموش)

یک‌ خوبی دیگر لست (اجازه هست با نام کوچک صدایت کنم عزیزم؟) این است که چند سایت کمکی هم درست کرده‌اند که خروجی اچ‌تی‌ام‌ال می‌دهند که بگذاری روی سایدبار سایت و آمار و ارقام را به صورت تصویری (مثلن با تگ کلود) به نمایش بگذاری. مشخص است که در میان ژانرها من بیشتر از همه به ساندترک (موسیقی متن)علاقه داشته ام. خوب فونت کلمه‌ی ساندترک در میان دیگر ژانرها پررنگ‌تر خواهد شد. ببینید:

یک نکته دیگر هم مانده که باید بگویم و آن اینکه همین یکی دوماهه با اسپاتیفای آشنا شده‌ام و وقت‌هایی که سرعتکی دارم بد نیست که خیلی هم خوب هست. گوش می‌کنم به یک سری قطعاتی که نایابند یا دانلودشان سخت یا نشدنی است. همه جور جنسی هم توی قوطی عطاری‌اش یافت می‌شود. از کتاب صوتی و سخنرانی تا جدیدترین آلبوم لئونارد کوهن. تنها چیزی که می‌خواهد دانلود نرم‌افزارش است. تازه با لست.اف‌ام هم سینک می‌شود. دیگر نکته انتخاب پلیر خوب است. من از جانگل استفاده می‌کنم. امکانات متفاوت و متعددی که دارد نام وی‌ال‌سی ام‌پی‌تریپلیرها را به آن داده است. می‌تواند خودکار متن ترانه‌ها را از اینترنت پیدا کند و در پنل مخصوص نمایش دهد. چندین و چند نوع مختلف برای مرتب سازی ترانه‌ها دارد و واقعن نرم‌افزار تمامی است.

ختم کلام: دوحالت دارد، یا شما عضو این سایت هستید و می‌دانید که چه می‌گویم  و حس وحال و هیجان‌زدگی‌ام را درک می‌کنید. و یا از لست‌.‌اف‌ام خبر نداشته‌اید و یا اگر داشته‌اید عضویت در آن را کاری عبث می‌پندارید. اما واقعن و خالصانه یک چیز را می‌خواهم بگویم و آن اینکه موسیقی با لست.اف‌ام طعم دیگری دارد.

بیان دیدگاه

دسته معرفی موسیقی, کشفیات, درباره موسیقی, روزنوشت

بوربور

دیشب قسمت نهم از سریال طنز این چند نفر (هژیرها) را دانلود کردم. داستان درباره‌ی دزدی بود که به خانه‌ی هژیرها می‌آمد و آنها و عموخسرو را گروگان می‌گرفت. ابتدای داستان سه هژیر (غفوریان، بنفشه‌خواه و  شفیعی جم) داشتند اسم-فامیل بازی می‌کردند. از حرف ب، هژیر نوشته بود فامیلی بوربور، نامی که در سریال جدیدی که این روزها از شبکه‌ی سه پخش می‌شود برای صاحبخانه‌ی آپارتمان انتخاب کرده‌اند، آقای بوربور. علایق و تفکرات و ناخود‌آگاه انسان در طول تاریخ تغییر چندانی نمی‌کند.

زاپاس: خانه اجاره‌ای در ویکی‌پدیای فارسی

بیان دیدگاه

دسته کشفیات, روزنوشت

چوبک غذاخوری

مرد ورشکست شده بود. به ایران چاپستیک وارد می‌کرد.

بیان دیدگاه

دسته مینی‌مال