بایگانی دسته‌ها: درگذشت

دوازدهم فروردین هزار و سی‌صد و نود و دو

عسل بدیعی ، 1392 - 1356

عسل بدیعی ، 1392 – 1356

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته درگذشت

در رثای مردِ باحال ِ جاز

دِیو بروبــِک، یکی از آخرین استوره‌های موسیقی جاز مدرن آمریکا درگذشته است. وی که پیانیست و مؤسس ِ مشهور ِ گروه ِ کوارتت دیو بروبک بود، در سن 91 سالگی، صبح روز چهارشنبه ۵ دسامبر در بیمارستانی در کانتیکات و در پی نارسایی قلبی درگذشت. او نوازنده‌ی یکی از مشهورترین آثار جاز ( وبه قولی مشهورترین‌شان)، یعنی «برداشت پنجم» بود. قطعه‌ای که پل دزموند ِ ساکسیفون‌نواز نوشته بود و در آلبوم ِ سال 1959شان یعنی «وقت تمام است» ارائه کردند. قطعه‌ای پنج دقیقه‌ای با ریتم ِ 5:4 که روح را می‌نوازد و به طرب وامی‌دارد و بارها توسط دیگران بازاجرا شده است.

بروبک تحت تعلیم‌های اولیه‌ی مادرش نواختن ِ پیانو را آموخت و پس از اینکه از دانشگاه ِ پسفیک ِ استاکتن ِ کالیفرنیا فارغ‌التحصیل شد، با آهنگساز فرانسوی، داریوس میلو در کالج ِ میلس  آشنا شد و با او به ساخت و نواختن آهنگهای مختلف پرداخت. او در زمان ِ جنگ جهانی دوم به ارتش فراخوانده شد و در جنگ، رهبر گروه موسیقی ِ ژنرال پاتن بود. پس از برگشتن از جنگ دوباره با میلو به پژوهش موسیقی پرداخت و گروه آکتتی را تاسیس کرد. ولی این سال 1951 بود که نقطه‌ی عطفی در زندگی هنری بروبک به حساب می‌آمد. با تاسیس گروه کوراتت ِ دیو بروبک و با همکاری با افرادی مثل پل دزموند، باب بیتس (بیس) و جو داج (درام) و در بستر این گروه بود که قطعاتی چون برداشت پنجم خلق شدند. برداشت پنجم پرفروش‌ترین تک‌آهنگ جاز است.

گروه کوارتت دیو بروبک در سالن کنگره فرانکفورت در سال 1967، از راست به چپ، پل دزموند، دیو بروبک ، یوجین رایت، و جو مورلو

گروه کوارتت دیو بروبک در سالن کنگره فرانکفورت در سال 1967، از راست به چپ، پل دزموند، دیو بروبک ، یوجین رایت، و جو مورلو

چون سبک موسیقی کوارتت آنها در رده‌ی کول جاز قرار می‌گرفت منتقدان آلبوم ِ «وقت تمام است» را باحال‌ترین (کول‌ترین) آلبوم تاریخ جاز لقب دادند. فعالیت گروه، (با اعضای ثابت و متغیر) شانزده سال به طول انجامید و در سال 1967، دیو، گروه را منحل کرد و بیشتر به کارهای شخصی و اغلب طولانی‌مدت خود پرداخت. دزموند در سال 1977 بر اثر سرطان درگذشت. دوستی بروبک و دزموند، حاوی رفاقت‌ها و دلخوری‌ها و قهر و آشتی‌های زیادی (بیشتر به‌خاطر روش آسان‌گیرانه‌ی زندگی دزموند) بود.

بروبک دو جایزه‌ی افتخاری از بیل کلینتن و باراک اوباما و یک جایزه‌ی فعالیت هنری  ِ گِرَمی دریافت کرد و ستاره‌‌ای در بلوار شهرت ِ هالیوود دارد. او پس از لوییس آرم‌استرانگ، دومین نوازنده‌ی جازی است که تصویرش روی جلد مجله‌ی تایم رفته است. از شش فرزند بروبک، چهار نفر از آن‌ها جا پای پدر نهادند و کار موسیقی را ادامه دادند. دیو، به افتخار دوست و مرشدش داریوس میلو، نام یکی از پسرانش را داریوس گذاشت. بروبک در طول سال های فعالیت حرفه ای اش بیش از ۲۵۰ قطعه جاز و قطعاتی نیز برای باله و کارهای ارکسترال نوشت.

بروبک یکی از معدود افرادی بود که در زمان حیاتش لقب استوره‌ی زنده را یدک می‌کشید. روح‌اش شاد.

بروبک (چپ) و دزموند

بروبک (چپ) و دزموند

* دانلود قطعه‌ی برداشت پنجم از مدیافایر – (حجم 5 مگابایت)

بیان دیدگاه

دسته معرفی موسیقی, دانلود, درگذشت, درباره موسیقی

استیو جابز، یادبود فردی که پیکسار را به ما داد

درحالیکه جامعه‌ی بین‌آلمللی مشغول عزاداری استیو جابز است و به دست‌آوردهای وی فکر می‌کند، اولین واژه‌ای که به ذهن متبادر می‌شود اپل است. همان‌طور که هنک استوور درباره‌ی او – استیو جابز چهارشنبه بر اثر سرطان لوزالمعده و در سن 56سالگی درگذشت — و تلاش‌های‌ ژرف‌اندیشانه‌اش در عرصه‌ی تکنولوژی می‌نویسد، این مک‌بوکها و آی‌پادها و ‌آی‌فون‌ها و آ‌ی‌پدها هستند که آشکارا به‌نظر می‌رسند. دلیل مبرهنی از میراث یک مرد.

اما استیو جابز چیز دیگری هم به ما داده‌است : پیکسار.

وقتی او شرکت را در سال 1986 از لوکاس‌فیلم خرید، و هم سرمایه و پشتیبانی خود را برای آن‌ گذاشت، زیربنای ساخت چندین فیلم معرکه برای کودکان در دو دهه‌ی گذشته را هم پایه‌ریزی کرد. پیش‌روهای شرکت مثل جان لسه‌ترو اندرو استنتن، هم‌گام با دیگر داستان‌نویسان و انیماتورها در پیکسار بدون شک مسئول خلق تمامی فیلم‌ها هستند اما یک چیز هم برای آن‌ها و هم برای هرکسی که در زمینه‌ی نبوغ شخصی علاقه‌مند است واضح است، آن‌ها بدون سرمایه‌ای که آزادی عمل به‌آن‌ها می‌بخشید قادر به انجام این کار نبودند.

در کتاب حس پیکسار نوشته‌ی دیوید ای. پرایس آمده: «جابز به‌سختی برای خرید بخش کامپیوتر لوکاس فیلم  {که بعدهاش نام‌اش پیکسار شد} تلاش می‌کرد و آن‌را به‌قیمت 5میلیون دلار {و نه ده‌میلیون‌دلار که این‌طور مشهور شده} خرید. ولی وقتی موقع‌اش شد او ده برابر پول و سرمایه و هم‌چنین تلاش را در طول یک دهه خرج کرد که شرکت را سرپا نگاه‌دارد. عده‌ی خیلی کمی از دیگر مخترعان شکیبایی جابز را داشته‌اند.»

در کتاب پرایس هم‌چنین ذکر شده که این پیکسار – ونه اپل- بود که او را به موقعیت یک میلیاردر رسانید.

بله، ما از استیو به خاطر هدیه‌دادن وسیله‌هایی که از صدقه‌سر آن‌ها برای هر نیاز در زندگی یک اپ داریم سپاس‌گزاریم. ولی ما هم‌چنان به خاطر نیمو، وودی ، باز، هم  از او متشکریم. به‌خاطر مک‌کویین غران، و به‌خاطر آن تدوین در «بالا» که همیشه باعث گریه‌مان می شود که باعث می‌شود به احساسات یک بچه‌ی پنج‌ساله با دهان باز که دارد داستان غم‌انگیزی درباره‌ی بادکنک‌ها و امید را تعریف می‌کند گوش کنیم.

آن‌چه که به‌عنوان «شکیبایی جابز» گفته‌شد، برای ما چندین هدیه‌ی سینمایی به ارمغان آورده‌است. فیلم‌هایی که به پدر و مادرها اجازه می‌دهند که با فرزندان‌شان ارتباط برقرار کنند. هم‌چنین هر فرد بزرگ‌سال فیلم‌دوستی با کودک درون خودش. با دست‌آوردهای او در اپل ، جابز، آن‌طور که استوور می‌نویسد، به ما آینده را هدیه داد. با پشتیبانی از پیکسار، او به همه‌ی ما این امکان را داد که به مالتی‌پلکس‌ها رفته و به رویاهای‌مان ادامه دهیم. در تاریکی و حتا ساعت‌ها پس از آن‌که همه‌جا روشن می‌شود.

منبع : +

بیان دیدگاه

دسته یادبود, درگذشت

در رثای ادیسه سینما

استنلی کوبریک، یک ادیسه سینمایی

دوازده سال پیش در چنین روزی (7 مارس 1999) استاد سینما، استنلی کوبریک از دنیا رفت. ام‌روز که تصمیم گرفتم مطلبی در این مورد بنویسم داشتم به موضوعی فکر می‌کردم، این‌که اگر کوبریک زنده می‌بود، در این دوازده سال شاید یک فیلم می‌ساخت، شاید هم فیلمی نمی‌ساخت، اما مطمئن هستم که تعداد فیلم‌های ساخته‌اش هیچ‌گاه به دو فیلم هم نمی‌رسید، کوبریک استاد وسواس و کمال‌گرایی در سینما بوده، سه فیلم آخر عمراش را در طول بیست سال ساخته است و در فاصله نوزده سال تنها همان دو فیلم درخشش و غلاف تمام‌فلزی در کارنامه‌اش دیده می‌شد، تا این‌که در سال 1999، چشمان کاملا» بسته را ساخت و بعد از آن قبل از این‌که نسخه صدادار فیلم را ببیند مرد.

استنلی کوبریک را استاد شطرنج و لابیرنت خوانده‌اند، لابرینت‌ها در هتل اوورلوک فیلم درخشش که یکی از آخرین ساخته‌های‌اش است هم به چشم می‌خورند و در فیلم راه‌های افتخار که چهارمین فیلم‌اش هست هم به چشم می‌آیند. کوبریک به واقع ادیسه سینما بود، خود او و فیلم‌های‌اش حدیث سفری دراز و دقیق در میان ژانرهای مختلف و جواب‌داده سینما، البته به طریق خاص خودش بود. در تک‌تک فیلم‌های‌اش امضای کوبریکی را گذاشته و «علامت تجاری» ویژه‌اش را هم بر فیلم حک کرده است. درست است که فیلم‌های او در ژانرهای گوناگون ساخته شده‌اند ، اما روح وحدتی در سراسر آثاراش به چشم می‌خورد.

گفتم کوبریک اگر امروز زنده بود امکان داشت که فیلم چهاردهم‌اش را بسازد (شاید هم نه) ، اما لذتی که از کارنامه سیزده فیلمه استاد می‌شود برد این است: «همه این سیزده فیلم را چندین و چند بار دید و به عمق کارهای مهم او پی برد.» ، به دارم می‌گویم گزیده‌کاری (و نه کم‌کاری) یک شاخصه بسیار ویژه کوبریک بوده است. وودی آلن هر سال یک فیلم جدید می‌سازد (آیا آنی‌ هال تکرار شده است؟) ، هیچکاک 50 فیلم سینمایی ساخت (روانی و سرگیجه شاخص‌ترین کارهای اش هستند و در لحظه اول به ذهن می آیند) ، اما درباره کوبریک وتک تک  سیزده فیلم‌اش می‌شود ساعت‌ها و ساعت‌ها صحبت کرد، از همان هراس و هوس‌اش تا همین چشمان کاملا» بسته. خود من بعد از این همه سال دل‌بستگی و وابستگی ،‌هنوز نمی‌توانم یک فیلم استاد را به عنوان فیلم محبوب‌ام انتخاب کنم. در دوره‌هایی بعضی از فیلم‌های‌اش را بیش‌تر و بیش‌تر دیده‌ام، اما الآن نمی‌توانم یک فیلم را به عنوان نماد تیپیکال ساخته کوبریک نام ببرم. همه فیلمهای او روحی واحد دارند.‌

چند سال قبل (شاید در مجله فیلم) خواندم که امیر نادری همه دار وندار‌اش را پول می‌کند و می‌رود آمریکا تا پرتقال کوکی را آن‌جا ببیند و همان‌جا می‌ماند و کار سینمایی اش را آن‌جا دنبال می‌کند. عشق من به سینمای کوبریک شاید عشقی این‌گونه‌ای باشد، البته با این تفاوت که من در عصر او زندگی نمی کردم، اما معجزه سینما و دی‌وی‌دی باعث شده تا با دیدن فیلم‌های او احساس خوش‌بختی بیش‌تری بکنم.

کوبریک را همواره دوست خواهم داشت، و به بهشت نمی روم اگر او آن‌جا نباشد. کوبریک من با کوبریک دیگران فرق دارد. او برای من ادیسه سینماست. حتتا اگر اولین فیلمی که از او دیده باشم درخشش باشد، آن‌هم با تلویزیون برفک‌دار و در شبکه چهار سیما.

بیان دیدگاه

دسته درگذشت

سال‌گرد درگذشت ویلیام هولدن، شورشی بی‌دلیل

 

ویلیام هولدن در استالاگ 17 (بیلی وایلدر)

ویلیام هولدن در استالاگ 17 (بیلی وایلدر)

به مناسبت 16 نوامبر سال‌گرد درگذشت ویلیام هولدن

بازی‌گر فیلم‌هایی چون بلوار سانست، این گروه خشن ، استالاگ  17 و پل رودخانه کوای

بیان دیدگاه

دسته درگذشت

آخرین حرف‌های افراد مشهور قبل از مرگ

تا به حال فکر کرده‌اید قبل از مرگ به چه می‌اندیشید و چه بر زبان می‌آورید. در زیر آخرین جملات، کلمات و حرف‌های چند فرد مشهور را می‌بینید.

خدایا، دارم می‌رم!

مکس بائر – مشت‌زن آمریکایی

بیمارم، به دکترا زنگ بزنین.

مائو زدونگ – رهبر چین

لعنتی… چطور جرات می‌کنی از خدا می‌خوای به من کمک کنه؟

جون کرافورد بازی‌گر آمریکایی خطاب به فرد دعاکننده در خانه

یالا دیگه بد ایندیانایی حروم‌زاده، من تو همین مدتی که تو داری وقت تلف می کنی ده نفرو می کشتم.

کارل پنزرم – آدم‌کش زنجیره‌ای خطاب به اعدام‌کننده اش

وایستاده.

جوزف هنری گرین -جراح و فیلسوف انگلیسی در حال گرفتن نبضش

خوب آقایون، تا چند لحظه دیگه شما یک اپل (سیب) برشته رو شاهد خواهید بود.

جرج اپل – مرگ به‌وسیله صندلی الکتریکی

هیچ‌وقت نباید نوشیدنیمو از اسکاچ به مارتینی تغییر می‌دادم

همفری بوگارت – بازی‌گر آمریکایی


هی، رفقا! نظرتون راجع به این تیتر واسه روزنامه فردا چیه؟ «فرنچ سرخ شده؟!»* (چیپس)

جیمز فرنچ -قاتل آمریکایی، مرگ به‌وسیله صندلی الکتریکی

ببین دوست من ، الآن اصلا زمان مناسبی برای دشمن‌تراشی نیست.

ولتر- نویسنده فرانسوی،  وقتی از او خواستند که شیطان را انکار کند

گیج شده‌ام. شیطان گم شو.

الستر گرولی – جستجوگر علوم خفیه

لطفا نذارین بیافتم.

مری سورات – شریک جرم ترور لینکلن، قبل از آویخته شدن به دار

از زندگی خسته خسته‌ام.

وینستون چرچیل – سیاست‌مدار انگلیسی

فردا، من دیگر در این‌ جهان نخواهم بود.

نوستراداموس – پیش‌گوی معروف

خدا رو شکر. از اینکه بامزه‌ترین آدم این اتاق باشم خسته‌ شدم.

دل کلوس – کمدین آمریکایی

ببینم، چرا اون کارو کردم؟

ویلیام ارسکین – در حال پریدن از یک پنجره

ببینم، اوضاع فروش توی مدیسون اسکوئر گاردن امروز چطور بوده؟

پی. تی. بارنوم، بازرگان آمریکایی

نه.

الکساندر گراهام ‌بل – مخترع آمریکایی

خوب ،‌حالا می خوام بخوابم ، شب خوش.

لرد بایرون

قصد دارم بمیرم – یا دارم می میرم: هر دو جمله صحیح هستند.

دومینیک بوئور – متخصص دستور زبان فرانسوی

رفقا ، بازی گلف معرکه‌ای بود.

بینگ کراسبی،‌ خواننده و بازی‌گر آمریکایی

—————————————————

* فرنچ فرایز به انگلیسی می‌شود سیب زمینی سرخ‌کرده چیپس و فرنچ واقعا بازی زبانی زیبایی کرده است که واقعا در قالب ترجمه درنمی‌آید.

————————————————————————————————————–

در پایان پیوند هر کدام از افراد را به ویکی پیدیا می‌آورم ،‌احیانا برای مطالع و آشنایی بیش‌تر.

1.مکس بائر 2.مائو زدونگ 3.جوآن کرافورد 4.کارل پنزرم

5.همفری بوگارت 6.جیمز فرنچ 7.ولتر 8.آلستر کرولی

9.مری سورات 10. وینستون چرچیل 11 .نوستراداموس

12.دل کلوس 13.ویلیام ارسکاین 14. پی. تی. بارنوم

15.الکساندر گراهام بل 16.دومینیک بوئور 17.بینگ کازبی

دراین پیوند در ویکی‌گفتاورد انگلیسی نیز می‌توانید فهرست بلندبالایی از آخرین حرف‌های افراد مختلف راببینید.

++پس‌نوشت: امروز زادروز بانو اینگرید برگمن و سلطان پاپ ، مایکل جکسن نیز بود. روح هردویشان شاد باد.

+++پس‌ترنوشت: این مطلب را هم دیدم که مربوط به آخرین عکس های افراد معروف قبل  ازمرگ بود که چون ارتباط با مطلبم داشت می‌گذارم.

10 دیدگاه

دسته درگذشت, عکس

محمود بهرامی درگذشت

محمود بهرامی ، بازیگر پیشکسوت سینمای قبل و بعد از انقلاب در سن 73 سالگی بر اثر بیماری ریوی درگذشت.روحش شاد و یادش گرامی باد.

این بازیگر که متولد 1316 تویسرکان است در سینما فعالیت بازیگری‌اش را در فیلم «سه قاپ» زکریا هاشمی در سال 1350 آغاز کرد.

از جمله فیلم‌هایش می‌توان به «شهردار مدرسه»، «ماه پیشونی»، «من زمین را دوست دارم»، «جیب‌برها به بهشت نمی‌روند»، «مخترع 2001»، «رنو تهران 29»، «بازی تمام شد»، «دستمزد»، «سال‌های خاکستر»،«مسافران مهتاب»، «خارج از محدوده» اشاره کرد. در سالهای اخیر در «بزنگاه» ساخته رضا عطاران بازی کرده بود.

پیکر محمود بهرامی قرار است، پنج‌شنبه، هفدهم تیر ماه از مقابل ساختمان شماره 2 خانه سینما واقع در خیابان وصال به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تشییع می‌شود

2 دیدگاه

دسته درگذشت