بایگانی دسته‌ها: ریشه‌شناسی

ریشه‌شناسی یک اصطلاح

این نوشته حکم یک گزارش کار را دارد و هفتگی به‌روز می‌شود.

فلانی زرتش قمصور شد. این اصطلاح را خیلی شنیده‌بودم ولی نمی‌دانم یک بار شنیدن آخری چه حسی در من ایجاد کرد که گویی تازه آن را می‌شنوم. برایم فوق‌العاده کلامت عجیبی آمدند «زرت» و «قمصور»، کجایی‌اند؟ فارسی؟ عربی؟ چه؟ دهخدا می‌گفت که قمصور کلمه‌ای به معنای خراب و ویران است. اما چیزی از ریشه‌اش به دست نمی‌داد. مشکل زرت از این هم سخت‌تر بود. دهخدا می‌گفت زرت به معنی زرشک و نوعی غله است. اما یک نگارش دیگر هم از اصطلاح موجود بود به صورت «فَزرت‌اش قمصور شد»، فزرت که از آن فزرتی هم ساخته‌ایم به معنای سست و بی‌اساس آمده است. تا اینجا داریم «سست‌اش خراب شد»، نه، این آن‌چیزی نبود که دنبال‌اش بودیم.

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته ریشه‌شناسی

نام‌شناسی در فیلم سرآغاز

این مطلب به ریشه‌شناسی نام‌ها (Onomastics) در فیلم «سرآغاز» کریستوفر نولان می‌پردازد. بحث پیش رو نام‌ها را از دو جهت مورد بررسی قرار می‌دهد.

الف) ریشه‌شناسی درونی که معنا و ریشه‌ی نام‌ها را در ساختارهای لاتین یا یونانی آن‌ها مورد کاوش قرار داده است. ب)ریشه‌شناسی بیرونی که معنای نام‌ها را در راستای استوره‌شناسی یا ارتباط آن‌ها با افراد حقیقی تاریخی آن‌ها بررسی کرده است.

**نکته مهم: این نوشته سرشار از لودهنده‌هاست، اگر فیلم را ندیده‌اید از خواندن نوشته خودداری کنید. روابط و شرایط شخصیت‌های مختلف در فیلم ممکن است لو بروند.

سرآغاز (Inception) جدیدترین فیلم کارگردان انگلیسی سینما کریستوفر نولان است که به موضوع رویا می‌پردازد. یک گروه که کارشان دزدیدن اطلاعات اشخاص در رویا است توسط یک تاجر بزرگ ژاپنی به خدمت گمارده می‌شوند که برعکس کار معمول‌شان را انجام دهند. یعنی این‌که به‌جای سرقت اطلاعات، فکری را در ذهن رقیب تاجر بکارند.آن‌ها برای تاثیرگذاری درست در ذهن فرد مجبورند تا چهار لایه در رویاهای او نفوذ کنند.

سرآغاز از هفت شخصیت با نام تک‌واژه (mononym) و دو شخصیت با نام کامل تشکیل شده‌است. ممکن است افراد دیگری هم در فیلم باشند که مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.

لقب‌های شخصیت‌ها از پوسترهای رسمی فیلم برای شخصیت‌ها استخراج شده‌است.

1. دامینیک «دام» کاب: {لقب: استخراج‌کننده‌ی افکار، ایفاگر: لئوناردو دی‌کپریو} او ره‌بر اصلی گروه و مسئول استخراج اطلاعات از رویای افراد مورد سرقت است.او زمانی یک معمار ماهر بوده است که به‌خاطر مزاحمت‌های هم‌سر مرده‌اش «مال» دیگر نمی‌تواند به‌کار خودش به‌عنوان یک معمار در گروه ادامه دهد. دامینیک در زبان لاتینی به‌معنای خدایی یا مربوط به خدا است. یک ارتباط برون‌فیلم هم این است که نام قهرمان فیلم اول نولان در فیلم تعقیب، هم کاب بوده‌است.

2. آریادنه: {لقب: معمار، ایفاگر: الن پیج} معمار و مسئول طراحی فضاهای رویاست. گرچه در ابتدا او را استخدام می‌کنند تا فقط فضاهای رویا را معماری کند و لازم نبوده که داخل رویاها برود، اما هوش سرشار او و عمل‌کرد قابل‌قبول‌اش به‌اضافه‌ی چیزهایی که از رابطه‌ی مال و کاب می‌داند ، کاب را متقاعد می‌کند که او را نیز به سفر ذهنی‌شان ببرد. آریادنه، دخترمینوس، پادشاه کرت بود که عاشق تزه که ازآتن آمده بود، شد. تزه بنابه روایتی از آتن آمده بود تا خود را بعنوان قربانی، تسلیم مینوتائور کند. آریادنه مخفیانه شمشیری به او داد تا با آن غول آدمخوار را بکشد و دوک ریسمانی به او سپرد که هنگام پیشروی در دالان‌ها [دالانهای پیچاپیچی که مینوتائور در آنها زندگی می کرد]، آن را بگشاید، تا در موقع بازگشت بتواند راه خود را بیابد. [+]

3. مالوری «مال» کاب: {لقب: سایه، ایفاگر:ماریون کوتیار} هم‌سر درگذشته‌ی کاب است. سال‌ها با کاب درون برزخ زندگی کرده و به‌خاطر فکری که کاب در ذهن‌اش کاشته‌است دست به خودکشی زده‌بوده‌است. مال قبل از آن استشهادی را نزد سه روان‌پزشک‌برده تا سلامت عقلی‌اش را تضمین‌کند. همه کاب را مسئول مرگ مال می‌دانند و او نمی‌تواند نزد فرزندان‌اش به آمریکا بازگردد. کاب کار «سرآغاز» را به‌خاطر این انجام می‌دهد تا از اعتبار تاجر ژاپنی، سایتو، برای بازگشت نزد فرزندان‌اش استفاده‌کند. مال، به‌فرانسوی {کوتیار فرانسوی است} و لاتین به‌معنای «بد» یا «مریض» است. مال در زبان‌های انگلیسی و فرانسوی به‌عنوان پیش‌وند یک سایه از بدی را به واژه‌ی بعدی خود می‌بخشد. {malnutrition : سوءتغذیه}

4. آرتور: {لقب: مرد پیش‌رو، ایفاگر: جوزف گوردن لویت} دست راست کاب، مسئول تحقیق همه‌چیز. هر چیزی را که بر سر مسیر رویا ممکن است اتفاق بیافتد باید کنترل کند. آرتور منطقی‌ترین و شکاک‌ترین فرد گروه است که با توجه به مسئولیت‌اش قابل قبول هم هست. واضح‌ترین ارجاعی که می‌توان یافت استوره‌ی شاه آرتور است. بعضی از استوره‌های شاه آرتور به این موضوع اشاره دارند که او نمرده، بلکه به خوابی ابدی فرورفته که هر ان ممکن است از آن بیدار شود.

5.ایمز: {لقب: جعل‌کننده، ایفاگر: تامس هاردی} ایمز برای پیش‌برد کار گروه در القای افکار در ذهن سوژه قادر استخود را به شکل هر انسانی دربیاورد. او در فیلم به شکل وکیل سوژه، و یک زن بلوند لوند در می‌آید. کار ایمز برای گروه حیاتی است. نام ایمز می‌تواند ارجاعی به چارلز ایمز طراح مبل ساختمان نابغه‌ی دهه‌ی پنجاه  باشد که به‌همراه همسرش ری در  مجامع هنری شهرت داشتند. [+]

6. یوسف: {لقب: کیمیاگر، ایفاگر: دیلیپ رائو}  یوسف شخصیتی است که به‌وسیله‌ی ساختن محلول‌های بی‌هوشی قابلیت گذار از یک مرحله از رویا را به مرحله‌ی دیگر ممکن می‌سازد. یوسف اشاره‌ای واضح به داستان حضرت یوسف در قرآن است. یوسف پیام‌بری است که قادر است رویاها را تعبیر کند. داستان یوسف با رویا پیوند خورده‌است.

7. آقای سایتو: {لقب: گردش‌گر، ایفگر: کن واتانابه} سایتو شخصی است که کاب را استخدام می‌کند تا فکر فروش شرکت بزرگ رقیب‌اش، رابرت فیشر، را در ذهن‌او پرورش دهد. سایتو ژاپنی است و تمکن مالی فوق‌العاده بالایی دارد. سایتو (斉藤 یا 斎藤)در زبان ژاپنی معناهایی نظیر درست، خالص، یکسان و متحد دارد.

سمت راست رابرت فیشر در فیلم و سمت چپ، بابی فیشر، استوره‌ی شطرنج

سمت راست رابرت فیشر در فیلم و سمت چپ، بابی فیشر، استوره‌ی شطرنج

8. رابرت فیشر: {لقب: نشان، ایفگر: سیلیان مورفی} سوژه‌ی ماموریت کاب و گروه‌اش است. آن‌ها باید فکر منحل‌کردن امپراتوری تجاری پدرش موریس را در ذهن‌ او بکارند. آقای سایتو آن‌ها را برای انجام این ماموریت به‌کار می‌گیرد. به‌احتمال زیاد نام رابرت فیشر ادای دینی به قهرمان شطرنج و استادبزرگ دنیا، بابی فیشر است. بابی فیشر که برای سال‌های 1972 تا 1975 قهرمان شطرنج دنیا بود به‌خاطر مواضع ضدآمریکایی و ضدیهودی‌اش معروف است. چند عنصر خاص در دنیای فیشر فیلم و فیشر شطرنج‌باز هست که انتخاب این نام و ارتباط آن‌ها را بایک‌دیگر تشدید می‌کند. هر دو فیشر با پدران‌شان مشکل دارند. هر دو فیشر در محلی برفی می‌میرند. (بابی در ایسلند مرد) ساختمان فیلم که موضوع حرکت در فضا و زمان و داشتن نظم و ترتیب را پیش‌میبرد و ساختمان لابیرنت‌گونه‌ی آن بی‌شباهت با بازی شطرنج نیست. شباهت ظاهری دو فیشر هم قابل توجه است. جالب است که توتم آریادنه هم یک فیل شطرنج است.

9. موریس فیشر:{ایفاگر: پیت پاستل‌سوِیت} پدر رابرت که سردم‌دار امپراتوری بزرگ فیشر است. نام او قطعن یک ارجاع خفیف ولی دوست‌داشتنی به نقاش بزرگ هلندی موریس اشر است که کارهای‌اش مثل نسبیت الهام‌بخش نولان بوده است.

منابع مورد استفاده :

+ ویکی سرآغاز با بیش از 123 مقاله‌ی مجزا درباره‌ی فیلم

+ بخش جزییات فیلم سرآغاز در وب‌گاه آی‌ام‌دی‌بی

+مقاله‌ی از وب‌گاه ایمپوزمگزین که الهام‌بخش و موثر اصلی در نوشتن این مطلب بود.

+ وبلاگ استرنج کالچر

+ ویکی‌پیدیای انگلیسی و فارسی

بیان دیدگاه

دسته معرفی فیلم, کشفیات, ریشه‌شناسی, زبان‌شناسی

ریشه‌شناسی دو واژه «کنیز» و «پیام»

دیروز در راه که می‌رفتیم مدرسه و در ماشین دوست‌ام صحبت از «کنیز»  شد. به فکر افتادم که کنیز می‌تواند با «کنز» عربی هم‌ریشه باشد و بر وزن فعیل یا نه؟ از دبیر عربی‌ که به‌واقع خیلی هم وارد است پرسیدم که کنیز عربی است یا نه؟ گفت در عربی برای واژه کنیز داریم امه. و این‌که شک دارد که کنیز عربی باشد و از سه‌حرفی ک-ن-ز. خانه که آمدم برهان‌ام را نگاهی انداختم و دیدم که کنیز ریشه پهلوی – اوستایی دارد به شرح ذیل:

1. کنیز:اوستا، «کنیا، کینین، کینیکا» (دختر جوان). پهلوی، کنیک. هندی باستان، «کنیه، کنیه». و این کلمه مرکب است از: کن (زن) + ییز (پسوند تصغیر) = یزه (دوشیزه). با پهلوی، پازند «کنیچک» قیاس شود. امروزه به معنی زن است و مجازاً به معنی پرستار استعمال می‌شود. (از حاشیه برهان چ معین) – منبع برخط: |+|

واژه دیگری که خیلی ذهن‌ام را به خود مشغول کرده بود واژه «پیام» بود که خیلی‌ها آن‌را «پی‌یام : pee-yaam» تلفظ می‌کنند. خواستم ببینم دلیلی ریشه‌شناسانه دارد یا نه: باز هم دست‌به دامن برهان چاپ معین‌ام شدم: نتیجه چنین شد:

2.پیام: = پیغام، اوستا: پیتیگامَه (pai-tee-gaa-mah)، پهلوی: پیتام (pee-taam)،‌ پازند: پیغام (pee-qaam). خوب می‌بینید که واژه پیغام در پهلوی pee-taam تلفظ می‌شده که شاید به مرور زمان اثر خود را به پیام هم داده باشد. شاید البته.

بیان دیدگاه

دسته ریشه‌شناسی, زبان‌شناسی