بایگانی دسته‌ها: نقل قول‌های سینمایی

یک تکه از یه حبه قند

136

نشسته‌اند که بازی فینال را تماشا کنند، چهار باجناغ کنار ِ هم. جعفرآقا (رضا کیانیان) که بزرگ‌ترینشان است اصلن تو نخ این حرفها نیست و به فوتبال خیلی علاقه‌ ندارد. حمید (هدایت هاشمی)، داماد ِ کله‌شق ِ خانواده که سودای پیداکردن ِ نسخه‌های خطی ِ

 خانه‌ی قدیمی را در سر دارد حرف پول و پولدارشدن را پیش می‌کشد. از همه می‌پرسد که آرزویشان چیست؟ یکی دیگر از دامادها، هُرمز (اصغر همت) ،‌میگوید که با پول، می‌رود و می‌زند تو کار ِ بوقلمون.
حمید از جعفرآقا می‌پرسد،‌شما چی؟ جعفر می‌گوید: «برو یَرَه» . حمید می‌گوید، جون شما نمی‌ذارم فوتبال ببینی. جعفر که بنّا است و اصالتی مشهدی دارد با همان لهجه می‌گوید: «مو که اصن نگا نِمُکُنُم.» با اصرار بقیه، شروع به حرف زدن می‌کند. «خُب، مِدِنـِن؟ ای‌روزا هر فعله‌ای بره‌ما بَنّا ر ِفتَه. دِگه نِمِشهَ …» همه با دقت دارند گوش می‌دهند که ناگهان یک موقعیت در بازی ایجاد می‌شود. همه جعفرآقا را رها می‌کنند و برای موقعیت ازدست‌رفته حسرت می‌خورند. جعفرآقا، مغموم، دوباره سر بر بالش می‌گذارد و می‌»وید: «موی ِ خره بُگو، بر ِ کی دِرُم حرف مِز ِنُم.»
یه حبّه قند ، رضا میرکریمی

 

 

بیان دیدگاه

دسته معرفی فیلم, نقل قول‌های سینمایی

دیالوگهایی چند از فیلم «حرام‌زاده‌های بی‌آبرو»

– گروهبان دیتر هلستروم:شنیدی؟ این صدای والترم بود که راست نشونه گرفتم رو بیضه‌هات.

— ستوان آرچی هیکاکس: چرا اسلحه‌تو رو بیضه‌های من نشونه گرفتی!؟

——————————————————————————————-

-ژنرال هانس لاندا: میشه منم پیپم روآتیش کنم؟

— پی‌یر لاپدیت: خواهش می‌کنم، ژنرال،راحت باشید.[لاندا پیپی پنج برابر بزرگ‌تر از پیپ لاپدیت درمی‌آورد]

——————————————————————————————-

-آدولف هیتلر: (در افتتاحیه فیل غرور ملت) معرکه عزیزم، این بهترین فیلمته.

— جوزف گوبلز‎ : (‏چشمانش به اشک می‌نشیند) ممنونم پیشوای من، ممنونم.

——————————————————————————————-

-ستوان آلدو رین : (بعد از حک‌کردن صلیب شکسته روی پیشانی لاندا)  یه چیزیو می‌دونی یوتیویچ؟ فکر می‌کنم، این باید شاهکارم باشه.

——————————————————————————————–

برژیت فون همسمارک: میدونم چون ندیدین اون تو چه اتفاقی افتاد بودن نازیا اون توبراتون عجیبه

–ستوان آلدو رین: آره، ما یه کلمه هم براش داریم، مشکوک.

——————————————————————————————-

– ژنرال هانس لاندا: من عاشق شایعاتم. حقایق می‌تونن گمراه‌کننده باشن، درحالیکه شایعات، درست یا غلط، اغلب اوقات گره‌گشا هستند.

——————————————————————————————-

– ستوان آلدو رین: (با لهجه‌ی افتضاح ایتالیایی): خووداحافَظ.

——————————————————————————————-

– ستوان آرچی هیکاکس: به سلامتی کی بنوشیم، قربان؟

— ژنرال اد فرنچ:  مرگ بر هیتلر!

– ستوان آرچی هیکاکس:  یه عالمه مرگ، قربان!!

——————————————————————————————-

– گروهبان دانی دانوویتز (اشاره به مدال صلیب آهنی): اینو برای کشتن یهودیا گرفتی؟

— گروهبان ورنر رشتمن: شجاعت.

[دانوویتز چوب بیسبالش را کنار سر رشتمن می‌گذارد]

——————————————————————————————-

– فردریک زولر: [خطاب به شوشانا] باعث افتخارم بود که با یه رفیق سینمادوست حرف زدم.

بیان دیدگاه

دسته معرفی فیلم, نقل قول‌های سینمایی

25:17

حزقیال نبی – 25:17 — راه مردان راستین  در میان بی‌عدالتی خودخواهان و بی‌رحمی شرورمردان قرار داده شده است. مغفور آن کسی است که به نام سپاس و اراده‌ی نیک ضعفا را از دره‌ی تاریکی شبانی کند، که او به راستی نگهدار برادرش و یابنده‌ی کودکان گم‌شده است. و من آنان  که تلاش در مسمومیت و قتل برادران مرا داشته‌اند، با انتقام و خشمی  شدید می‌میرانم. و تو خواهی دانست نام من پروردگار است وقتی اتنقام‌ام را بر تو عرضه کنم.

 

بیان دیدگاه

دسته نقل قول‌های سینمایی

Zed’s Dead

فابیان: این موتور کیه؟

بوچ: این  یه چاپره عزیزم.

فابیان: خوب چاپر کیه؟

بوچ: زد.

فابیان: زد کیه؟

بوچ: زد مرده‌ عزیزم. زد مرده.

 

داستان عامه‌پسند — کوئنتین تارانتینو – 1994

بیان دیدگاه

دسته نقل قول‌های سینمایی

دیالوگی از «شاه‌زاده و من»

جان مورگان: من کسی که اهل دانمارک باشه نمی شناسم. تا به‌حال هم درباره یه فرد مشهور از اونجا نشنیدم، تو شنیدی؟
پیج : آره، البته.
[مکث طولانی]
پیج : ادی؟
ادی: ام، کی‌یر کگارد, نیلز بور ، هانس کریستین اندرسن
جان مورگان: [با مارک نجوا می‌کند] کیه این هانس کریستین اندرسن؟
ادی: لارس اولریش.
مارک مورگان: از گروه متالیکا؟
ادی: آره، از متالیکا.
مایک مورگان: شوخی می‌کنی.
جان مورگان: خیلی خوبه.
ادی: و هلنا کریستین‌سن.
جان مورگان: اوه اوه اوه، وایستا ببینم، مدل ویکتوریا سیکرت؟
ادی: بله.
مایک مورگان: خوب ، حالا دانمارک تبدیل به دم‌ا‌‌ش‌گرم‌ترین کشور دنیا شد.
جان مورگان: اینو جدی می‌گم، شما باس یه ابرقدرت باشین.
[همه می‌خندند]
ادی: آره

شاه‌زاده و من – 2004 – مارثا کولیج  (IMDb)

بیان دیدگاه

دسته نقل قول‌های سینمایی

دیالوگی از فیلم «روز تولد بچه»

سمت راست، ایتن ترمبلی و سمت چپ پیتر های‌من

سمت راست، ایتن ترمبلی و سمت چپ پیتر های‌من

ایتن ترمبلی: فکر می‌کنی دریل (دوست سیاه پوست پیتر)  با زن‌ات خوابیده؟
پیتر های‌من: نه.
ایتن ترمبلی: ولی من فکر می‌کنم, منظورم اینه که چرا باید این ماشین گرون‌قیمت رو به‌ات قرض بده چرا باید این همه پولو به‌ات بده؟ حتما واسه اینه که …
پیتر های‌من: واسه اینه که اون دوست منه، واسه اینه.
ایتن ترمبلی: تا حالا رفتی باغ‌وحش سن‌دیه‌گو؟
پیتر های‌من: یه سئوال ازت دارم. چه‌طور این سه‌تا سئوال به ذهن‌ات خطور کرد؟
ایتن ترمبلی: داشتم به زن تو و دریل فکر می‌کردم, و این‌که دریل زن تو رو حامله کرده باشه, به این فکر می‌کردم که بچه‌شون ممکنه چه شکلی باشه؟ و این‌که شاید شبیه یه بچه‌گوره‌خر باشه. و بعدش یادم آمد که من اصلا تو عمرم یه گوره‌خر هم ندیدم و بعدش فکر کردم که باید سر راه کالیفرنیا به باغ‌وحش سن‌دیه‌گو بریم.
پیتر های‌من: نه، من هیچ‌وقت به باغ‌وحش نرفتم، لطفن سئوال بعد.

روز تولد بچه (IMDb) – تاد فیلیپس – 2010

*زاپاس: لینک سکانس باغ‌وحش سن‌دیه‌گو در یوتیوب

بیان دیدگاه

دسته نقل قول‌های سینمایی

حال

 

جیم کری

جیم کری

اگر شما در زمان حال زندگی نمی‌کنید،

یا به عدم قطعیتی در آینده فکر می‌کنید،

یا به گذشته‌ای از درد و پشیمانی.

 

If you aren’t in the moment,

you are either looking forward to uncertainty

.or back to pain and regret

جیم‌ کری، مصاحبه با برنامه «شست دقیقه»، شبکه سی‌بی اس آمریکا – 21 نوامبر 2004

بیان دیدگاه

دسته نقل قول‌های سینمایی