بایگانی دسته‌ها: یادبود

در ستایش جان کازال

جان کازال (تلفظ انگلیسی: جان که زِیل –/kəˈzeɪl/ ) بازیگر آمریکایی با تباری ایتالیایی بود که به خاطر سرطان ریه در سن 42 سالگی فوت کرد. او کارنامه‌ی بازی‌گری شش‌ساله‌ای داشت و در این شش سال در پنج فیلم بازی کرد. نکته‌ی حائز اهمیت این‌که هر پنج فیلم نام‌زد دریافت جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم شده‌اند. او در فیلم‌های پدرخوانده (1972 – فرانسیس فورد کاپولا) ، پدرخوانده‌ 2 (1974 – فرانسیس فورد کاپولا)، مکالمه (1974 – فرانسیس فورد کاپولا) بعدازظهر سگی (1975 – سیندنی لومت) و شکارچی گوزن (1978 – مایکل چیمینو) نقش بازی کرد. در سه فیلم با آل پاچینو که دوستان قدیمی بودند بازی داشت و همین پاچینو بود که به او پیشنهاد تست بازی در نقش فردو کورلیونه را در پدرخوانده‌ها داد.

سه فیلم از فیلمهایش به کارگردانی کاپولا بود، در دو فیلم هم‌بازی دنیرو بود و سه فیلم‌اش برنده‌ی بهترین فیلم اسکار شدند. کازال در سینمای آمریکا به عنوان بازیگری قدرنادیده مطرح است. تنها بعد از سالها فیلمی مستند توسط اچ‌بی‌او (ی بزرگ) به نام «می‌دانستم تو بودی، بازکشف جان کازال»  به کارگردانی ریچارد شپرد درباره‌ی او ساخته شد.

کازال و مریل استریپ در فیلم شکارچی گوزن هم‌بازی بودند و همین فیلم بود که باعث پدیدارشدن رابطه‌ای عاشقانه بین آنها شد و سر همین فیلم بود که کازال به دنیرو گفته بود «من عاشق این زنم و اون بزرگترین بازیگر زن تاریخه» ، نکته‌ای که بعد ازسالها با شانزده بار نام‌زدی استریپ و سه بار بردن جایزه‌ی اسکار بر همگان مبرهن شده است. سرطان او سر بازی در همین  شکارچی گوزن بود که عود کرد و خیلی زود پس از اتمام صحنه‌هایش درگذشت، چیمینوی کارگردان که از بیماری او خبر داشت (استودیو از این موضوع بی‌خبر بود) صحنه‌های کازال را زودتر از بقیه‌ی صحنه‌ها فیلم‌برداری کرد.

برای بازی در نقش سالواتوره ناتوریل در بعدازظهر سگی نیاز به جوانی هجده ساله داشتند، ولی تست بازی کازال برای این نقش آن‌چنان قوی و موثر بود که سیدنی لومت را متقاعد کرد که از او برای ایفای نقش استفاده کند. کازال دو برابر نقش‌اش سن داشت.

کازال فرزند میانی از سه بچه‌ی خانواده بود، در جوانی خانه را ترک کرد و به دانشگاه بوستون رفت و تئاتر خوانده بود. در همان اوایل جوانی ، با پاچینو دوست شده بود، هر دو در یک شرکت به عنوان پیک کار می‌کردند و هر دو در اولین تئاترشان با اسم «سرخپوست برانکس را می‌خواهد» بازی کردند و برای ایفای نقش‌هایشان برنده‌ی جایزه اُبی شدند. (جایزه‌ی اُبی هرساله توسط روزنامه‌ی «ویلج وویس» به بازیگران خارج از برادوی اعطا می‌شود. جوایزی در مقابل جوایز تونی) دوستی این دو تا مرگ کازال ادامه پیدا کرد و پاچینو بارها کازال را منبع الهامی برای خودش یاد کرده است.

کازال در کارنامه‌ی بازیگری‌اش در نقش‌های آدم‌های افسرده یا منفعل ایفای نقش کرده است. چیزی که بنا به گفته‌ی دوستانش بسیار دور از شخصیت واقعی‌اش بوده است. در مستندی که شپرد راجع به او ساخته است، جین هکمن از او به عناوینی چون بسیار قوی و بسیار متمرکز بر کارش یاد می‌کند.

از میان پنج فرزند دُن کورلیونه در سری فیلم‌های پدرخوانده (در پدرخوانده‌ 3، ا زتصاویر آرشیوی او استفاده شد) ، یعنی مایکل (پاچینو) سانی (جیمز کان) ، تام (رابرت دووال) و کانی (تالیا شایر) او (فردو) تنها کسی بود که برای دریافت جایزه‌ی بهترین بازیگر حتا نامزد هم نشد.

جان کزال (سمت چپ) و ال پاچینو در فیلم بعدازظهر سگی

جان کازال (سمت چپ) و ال پاچینو در فیلم بعدازظهر سگی

در ویدیویی نیم ساعته که در یوتیوب وجود دارد و ادای دینی به او نام‌گذاری شده، صحنه‌های بازی او در پنج فیلم‌اش را می‌بینیم. یکی از صحنه‌ها مربوط به فیلم بعدازظهر سگی است که یکی از زنها می‌خواهد سیگار بکشد و دوستش به او سیگاری تعارف می‌کند و به او می‌گوید تو که سیگار نمیکشی، سَل (کازال) از او می‌پرسد سیگاری است یا نه؟ زن پاسخ منفی می‌دهد و سل دوباره می‌پرسد پس چرا می‌خواهی الان شروع کنی و زن پاسخ می‌دهد چون تا حد مرگ ترسیدم. بعد زن از او می‌پرسد تو سیگار نمی‌کشی؟ و سل پاسخ میدهد نه، زن بازمی‌پرسد چطور؟ و سل این بار می‌گوید: «نمی‌خواهم سرطان بگیرم.»

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته یادبود, درباره سینما

استیو جابز، یادبود فردی که پیکسار را به ما داد

درحالیکه جامعه‌ی بین‌آلمللی مشغول عزاداری استیو جابز است و به دست‌آوردهای وی فکر می‌کند، اولین واژه‌ای که به ذهن متبادر می‌شود اپل است. همان‌طور که هنک استوور درباره‌ی او – استیو جابز چهارشنبه بر اثر سرطان لوزالمعده و در سن 56سالگی درگذشت — و تلاش‌های‌ ژرف‌اندیشانه‌اش در عرصه‌ی تکنولوژی می‌نویسد، این مک‌بوکها و آی‌پادها و ‌آی‌فون‌ها و آ‌ی‌پدها هستند که آشکارا به‌نظر می‌رسند. دلیل مبرهنی از میراث یک مرد.

اما استیو جابز چیز دیگری هم به ما داده‌است : پیکسار.

وقتی او شرکت را در سال 1986 از لوکاس‌فیلم خرید، و هم سرمایه و پشتیبانی خود را برای آن‌ گذاشت، زیربنای ساخت چندین فیلم معرکه برای کودکان در دو دهه‌ی گذشته را هم پایه‌ریزی کرد. پیش‌روهای شرکت مثل جان لسه‌ترو اندرو استنتن، هم‌گام با دیگر داستان‌نویسان و انیماتورها در پیکسار بدون شک مسئول خلق تمامی فیلم‌ها هستند اما یک چیز هم برای آن‌ها و هم برای هرکسی که در زمینه‌ی نبوغ شخصی علاقه‌مند است واضح است، آن‌ها بدون سرمایه‌ای که آزادی عمل به‌آن‌ها می‌بخشید قادر به انجام این کار نبودند.

در کتاب حس پیکسار نوشته‌ی دیوید ای. پرایس آمده: «جابز به‌سختی برای خرید بخش کامپیوتر لوکاس فیلم  {که بعدهاش نام‌اش پیکسار شد} تلاش می‌کرد و آن‌را به‌قیمت 5میلیون دلار {و نه ده‌میلیون‌دلار که این‌طور مشهور شده} خرید. ولی وقتی موقع‌اش شد او ده برابر پول و سرمایه و هم‌چنین تلاش را در طول یک دهه خرج کرد که شرکت را سرپا نگاه‌دارد. عده‌ی خیلی کمی از دیگر مخترعان شکیبایی جابز را داشته‌اند.»

در کتاب پرایس هم‌چنین ذکر شده که این پیکسار – ونه اپل- بود که او را به موقعیت یک میلیاردر رسانید.

بله، ما از استیو به خاطر هدیه‌دادن وسیله‌هایی که از صدقه‌سر آن‌ها برای هر نیاز در زندگی یک اپ داریم سپاس‌گزاریم. ولی ما هم‌چنان به خاطر نیمو، وودی ، باز، هم  از او متشکریم. به‌خاطر مک‌کویین غران، و به‌خاطر آن تدوین در «بالا» که همیشه باعث گریه‌مان می شود که باعث می‌شود به احساسات یک بچه‌ی پنج‌ساله با دهان باز که دارد داستان غم‌انگیزی درباره‌ی بادکنک‌ها و امید را تعریف می‌کند گوش کنیم.

آن‌چه که به‌عنوان «شکیبایی جابز» گفته‌شد، برای ما چندین هدیه‌ی سینمایی به ارمغان آورده‌است. فیلم‌هایی که به پدر و مادرها اجازه می‌دهند که با فرزندان‌شان ارتباط برقرار کنند. هم‌چنین هر فرد بزرگ‌سال فیلم‌دوستی با کودک درون خودش. با دست‌آوردهای او در اپل ، جابز، آن‌طور که استوور می‌نویسد، به ما آینده را هدیه داد. با پشتیبانی از پیکسار، او به همه‌ی ما این امکان را داد که به مالتی‌پلکس‌ها رفته و به رویاهای‌مان ادامه دهیم. در تاریکی و حتا ساعت‌ها پس از آن‌که همه‌جا روشن می‌شود.

منبع : +

بیان دیدگاه

دسته یادبود, درگذشت

یلدا

حامد عليرغم علاقه اش به همسر و فرزندش آن ها را به خارج از كشور مي فرستد. اما همسرش تلفني به او اطلاع مي دهد كه براي اينكه اقامت بگيرد بايد از حامد طلاق بگيرد و به عقد شخص ديگري به نام شريفي دربيايد. حامد كه از گذشته ي شريفي با اطلاع است حاضر به اين كار نمي شود. اما همسرش او را راضي مي كند كه به خاطر دخترش نازي اين كار را بكند. حامد كه از نظر روحي بسيار حساس شده، به همسرش بدگمان مي شود و خود را در خانه حبس مي كند. او بطور اتفاقي با خانم فردوسي (پريا) به صورت تلفني ارتباط برقرار كرده و خانم فردوسي او را كمك مي كند. همسر حامد از علاقه و اعتماد حامد نسبت به خود سوء استفاده مي كند و با آقاي شريفي عقد دائم مي كند و همسرش را در ايران تنها مي گذارد، اما خانم فردوسي به ديدار حامد مي آيد.

راست، الهام چرخنده (مهناز) و چپ، محمدرضا فروتن (حامد)

راست، الهام چرخنده (مهناز) و چپ، محمدرضا فروتن (حامد)

‌آبشخور نگاره: وب‌گاه تبیان

این خلاصه فیلم «شب یلدا» ساخته کیومرث پوراحمد محصول سال 1380 و با بازی منحصربه‌فرد محمدرضا فروتن است. یادم نمی‌آید این فیلم را کجا دیده‌ام. اما سینما نبوده است، یادم است فیلم را با سی‌دی‌پلیر قدیمی‌ام دیده ام. چند سال بعد از دیدن فیلم ، در زیر ورو کردن‌های مجله‌های فیلم‌ام بر خوردم به شماره‌ای از دهه هفتاد این مجله و روی جلدش نوشته بود: فیلم‌نامه شب یلدا از کیومرث پوراحمد. یادم است نام شخصیت اصلی در آن فیلم‌نامه «حمید» بود و نه «حامد». این فیلم حدیث همه عاشقان دل‌شکسته و مجنونی است که در راه وصال به عشق شان راه تلفن‌های خانه‌شان را گم می‌کنند و مجبورند چند دستگاه بخرند. آن‌هم در بلندترین شب سال، یلدا.

زاپاس:

* تیتراژ ابتدایی فیلم در یوتوب،

*معرفی فیلم در وب‌گاه سینمایی سوره،

*ریشه واژه  یلدا در ویکی ریشه‌شناسی واژگان پارسی

بیان دیدگاه

دسته معرفی فیلم, یادبود, درباره سینما, روزنوشت

آی‌ام‌دی‌بی، تولدت مبارک

در مطلبی که همین تازگی‌ها نوشته بودم به پوست اندازی و تازه شدن آی‌ام‌دی‌بی ، بزرگ‌ترین وب‌گاه اطلاعاتی سینمای دنیا پرداختم. حالا چند روزی است که در این سایت خبر از جشن 20 سالگی دیده می‌شود، (خودم خیلی پی‌گیر تاریخ و جغرافی سایت نبوده‌ام، اما اعتراف می‌کنم که از شنیدن این که سایت 20 سال دارد شگفت‌زده شدم) و برایش صفحات ویژه‌ای تدارک دیده شده است. از بهترین‌های این بیست سال به انتخاب خود آی‌ام‌دی‌بی و به‌ترین بازی‌گران و کارگردانان و نقل‌قول‌های سینمایی و… دست زده است. کاربران هم می‌توانند با انتخاب فیلم‌ها و بازی‌گران و کارگردانان مورد علاقه خود در یان بیست سال یک فهرست همیشگی از خود به جا بگذارند. برای ایجاد یک فهرست بری خودتان ابتدا در وب‌گاه ثبت‌نام کرده و سپس در اینجا نام فیلم‌های موردعلاقه‌تان را نوشته و انتخاب کنید. خودم هم در همین پست به محض این‌که کامل اش کردم فهرست‌ام را می‌گذارم.

2 دیدگاه

دسته وبگاه‌های سینمایی, یادبود, درباره سینما, زادروز

همشهری کوبریک

از او نوشتن همیشه برایم سخت بوده است. 40 سال عمر فیلم‌سازی اش بوده و تنها سیزده فیلم ساخته، به عکاسی و شطرنج علاقه شدید داشته و عاشق حیوان‌ها بوده‌است. بزرگ‌ترین فیلم علمی – تخیلی سینما را ساخته و در ژانرهای جنگ ، تریلر ، رومنس ، جنایی ، فانتزی و … هم کارکرده‌است.82 سال پیش همین روزها به‌ دنیا آمده و 11 سال است از این دنیا کوچیده‌است. به راستی اگر کوبریک بزرگ به دنیا نیامده بود، دنیای سینما الان چه وضعیتی داشت؟

اولین فیلمی که ازش دیدم ، دوم یا سوم دبیرستان بودم و تازه شبکه چهار در شهرمان می‌گرفت ، آن‌هم با خش و فش فراوان ، برنامه سینما 4 بود و من. آن‌هم با همان خش و فش ، اما نگاه می‌کردم  و دوست داشتم. «درخشش» را گذاشته بودند و حمیدی مقدم توضیحات قبل از فیلم را می‌داد. تمام مدت فیلم را میخ‌کوب نشسته بودم و جم نمی‌خوردم تا تمام شد. بعدها دی وی دی با کیفیت فیلم را گرفتم و شد جزو دوست‌ْاشتنی آرشیوم، اما خاطره دیدن فیلم توی آن شرایط ، هیچ‌وقت از ذهنم پاک نمی‌شود.

در دوران دانشگاه شبی توی خوابگاه با بچه‌ها «غلاف تمام فلزی» نگاه می‌کردیم. یدم است به یکی ازدوستانم گفتم که در این فیلم فلان قدر کلمه «فاک» به زبان آورده می‌شود، دوستم چند ثانیه‌ای هاج و واج به من خیره شده بود و بعد از شوک در آمد و خنده طولانی عصبی‌ای کرد و گفت مگر چندبار فیلم را دیده‌ای؟ گفتم:خیلی

بعد از دیدن «قتل» بود که به فکرم رسید شاید این اولین نوع از پرداخت فیلم به شیوه روایت تو در تو و غیرخطی جدی باشد و به نوعی این فیلم پدر فیلم هایی از شکل «داستان عامه‌پسند» است ،‌که هست. داستان فیلم و آن شوک پایانی‌اش را خیلی خیل یدوست داشته‌ام. یکی از دلایلی که «حکم» کیمیایی را خیلی دوست دارم هم همین پرداخت به فیلم‌های نوآر قدیمی در خانه رضا معروفی است که خیلی خوب درآمده است.

«2001، یک ادیسه فضایی» برایم هنوز به صورت یک راز سربه‌مهر باقی مانده است. اینکه فردی در سال 1968 بتواند قبل از صعود انسان به ماه چنین فیلمی واقع‌گرایانه و با رعایت همه جزئیات بسازد و همه فیزیک‌دان‌ها و دانش‌مندان هم به این مسئله اقرار کنند مسئله‌ای است که برای همیشه ته مغزم حک شده است.

«چشمان کاملا بسته» را چند باری دیده‌ام و هربار چیز تازه‌ای کشف کرده‌ام.نام‌ها ، مکان‌ها ، نشان‌ها ،‌نشانه‌ها ، هر کدام در دیدار چندباره معنای تازه‌ای می‌گیرند.

«راه‌های افتخار» را به صورت دوبله ، برای اولین بار از شبکه 1 دیدم. دوبله بی‌نظیر عطالله کاملی در نقش سرهنگ دکس بسیار تاثیرگذار بود. بازی کرک داگلاس ، عبورش از تونل سربازان، سوت کشیدن‌هایش و دعوت سربازانش به حمله به خطوط دشمن،‌همه وهمه ،‌پررنگ در خاطرم باقی مانده است.به راستی خلق چنین شاه‌کاری در بیست و نه سالگی ، و در عین جوانی تنها و تنها از یک کارگردان دیگر بر می آمد، اورسن ولز و همشهری کین که تلاقی این دو نام در عنوان این نوشته شاید ادای دینی باشد به هردو نابغه سینما.

حدیث «دکتر استرنجلاو» و آن عنوان هجوآمیز طولانی‌اش چیز دیگری است . بار اول که فیلم را دیم خیلی توی ذوقم خورد و همه بازیها و میزانسن‌ها به نظرم مصنوعی و اغراق‌آمیز می‌رسید ، اما فیلم، فیلم بار اول دیدن نبود ، باید چندین بار می دیدمش ، دیدم و به بازی سحرآمیز استاد پیتر سلرز و جرج سی. اسکات  و در پی آن به بازی‌گیری استادانه کوبریک پی بردم و فیلم جزو فیلم های محبوب عمرم قرار گرفت.

کوبریک فیلم‌سازی است که برای پرداختن بهش می‌شود ساعت‌ها و روزها حرف زد. شاید معیار دقیق و خوبی نباشد اما به هر طریق که نگاه کنیم ،‌آي. ام .دی.بی. مهمترین و بزرگترین پایگاه داده‌های اطلاعات سینمایی دنیاست و کاربران بی‌شماری هم دارد. این پایگاه 250 فیلم برتر تاریخ را با رای مستقیم کاریرانش انتخاب کرده و در سایت خود قرار داده است. از میان این دویست و پنجاه فیلم ، هشت فیلم برتر از آن «استنلی کوبریک»‌بزرگ است، هشت فیلم از سیزده فیلم استاد در میان 250 فیلم برتر آی. ام. دی. بی. قرار دارد و این چیز کمی نیست.

کم‌کاری و گزیده‌کاری ، دقت و وسواس ، کمال‌گرایی و ریزبینی کوبریک در تاریخ سینما مثال‌زدنی و آموزنده است. کارگردانی مثل وودی آلن را می‌بینم که هر سال حداقل یک فیلم می‌سازد،‌اما در سال‌های اخیر دارد فقط خودش را تکرار می کند. بین دو فیلم آخر کوبریک 12 سال فاصله افتاد که بسیار فاصله زیادی است.

هرسال که بگذرد بیشتر به نبود و کم‌بود استاد پی خواهیم برد، اما لااقل می‌توانیم با دوره کردن فیلمهایش این نقیصه را جبران کنیم.

استنلی کوبریک (1928 – 1999) + ، +

3 دیدگاه

دسته یادبود, زادروز