بایگانی برچسب‌ها: هالیوود

پشت‌صحنه‌ی چند فیلم معروف

پشت‌صحنه‌ی فیلم شکارچیان روح

پشت‌صحنه‌ی فیلم شکارچیان روح

بیگانه

بیگانه

آلفرد هیچکاک پشت‌صحنه‌ی پرندگان

آلفرد هیچکاک پشت‌صحنه‌ی پرندگان

جیمز کان، پشت‌صحنه‌ی پدرخوانده

جیمز کان، پشت‌صحنه‌ی پدرخوانده

ماکتی از فیلم کینگ‌کنگ 1933

ماکتی از فیلم کینگ‌کنگ 1933

 

ارتباط فرانسوی، آماده‌سازی برای فیلم‌برداری داخل ماشین قبل از سکانس به‌یادماندنی تعقیب ماشین

ارتباط فرانسوی، آماده‌سازی برای فیلم‌برداری داخل ماشین قبل از سکانس به‌یادماندنی تعقیب ماشین

 

دکتر استرنج‌لا، استنلی کوبریک دارد به پیتر سلرز برای ایفای نقش به‌تر کمک می‌کند

دکتر استرنج‌لاو، استنلی کوبریک دارد به پیتر سلرز برای ایفای نقش به‌تر کمک می‌کند

 

مرثیه‌ای برای یک رویا، جنیفر کانلی برای صحنه‌های فیلم‌برداری آماده می‌شود

مرثیه‌ای برای یک رویا، جنیفر کانلی برای صحنه‌های فیلم‌برداری آماده می‌شود

 

خیابان سسمی ، آزمایش نهایی عروسک‌ها

خیابان سسمی ، آزمایش نهایی عروسک‌ها

 

امپراتوری بازمی‌گردد، فیلم‌برداری حرکت خزنده‌ی تیتراژ آغازین

امپراتوری بازمی‌گردد، فیلم‌برداری حرکت خزنده‌ی تیتراژ آغازین

 

متروپولیس، بازی‌گر نقش ماریا مشغول استراحت

متروپولیس، بازی‌گر نقش ماریا مشغول استراحت

 

درخشش، استنلی کوبریک با دخترش عکس می‌اندازد، جک نیکلسن و عوامل در کنار دیده می‌شوند

درخشش، استنلی کوبریک با دخترش عکس می‌اندازد، جک نیکلسن و عوامل در کنار دیده می‌شوند

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته درباره سینما, عکس

شیطان – نقد فیلم

اگر شیطان واقعیت داشته باشد، خدا هم واقعیت دارد – جمله‌ای از فیلم

نام فیلم شیطان
کارگردان جان اریک دادل
فیلمنامه برایان نلسن بر اساس داستانی از ام. نایت شیامالان
موسیقی فرناندو ولازکوئز
بازیگران کریس مسینا (کارآگاه بودن)
لوگن مارشال گرین (مکانیک)
جنی آوهارا (پیرزن)
بریانا نوواکویچ (زن جوان)
گونه تریلر
کشور ایالات متحده
سال 2010
زمان 80 دقیقه
امتیاز من 1.5/4

ام. نایت شیامالان را همه با فیلم‌هایی که در ژانر تریلر و فراطبیعی ساخته می‌شناسند. فیلم‌هایی چون حس ششم، نشانه‌ها، دهکده و واقعه.(آخرین بادافروز را هنوز ندیده‌ام) داستان فیلم شیطان را که جان اریک دادل کارگردانی آن را به عهده داشته را نیز شیامالان نوشته است. شیامالان و نحوه فیلم ساختن‌اش به‌صورت یک محتوای کالت در سینمای هالیوود درآمده‌اند. خیلی ها آثار او را تا حد شاه‌کار بالا می‌برند و خیلی‌ها آثار او را جزو فیلم‌های بی پایین به شمار می آورند. درباره فیلم شیطان و نحوه ساخت‌اش هم درست است که تنها داستان فیلم را شیامالان نوشته است (و نه فیلم‌نامه ان را) اما حتا تاثیر و سایه این نویسنده در سایه را می توان بر نحوه کارگردانی فیلم هم مشاهده کرد. فیلم شیطان اولین قسمت از سه‌گانه «وقایع‌نگاری شب» است.

فیلم داستان پنج انسان (دو زن و سه مرد) و سرگذشت چند ساعت حضور آن‌ها در یک آسانسور گیر کرده در یک ساختمان را بیان می کند. یکی از آنها یک مکانیک است، دیگری نگهبان همان ساختمان، مرد دیگر یک تاجر است و یکی از دو زن جوان است و دیگری پیر (این نام‌های درون فیلم‌نامه آن‌ها هم هست)

این پنج نفر ، گیرافتاده در آسانسور و گیرافتاده در خودشان و وهم اینکه یک قاتل خون‌خوار در آن مکان کوچک قرار است هرلحظه جان شان را بگیرد، محکوم به مرگ‌های دردناکی می‌شوند. بیرون از آسانسور و از طریق دوربین‌های مداربسته یک کارآگاه پلیس که به تازگی خانواده اش را در یک تصادف از دست داده است محکوم به دیدن مرگ این افراد در داخل آسانسور است. مرگ‌ها در فواصل زمانی معین و پس از قطع و وصل برق داخل آسانسور و سپس قطع کامل برق روی می‌دهند. در پایان فیلم هم به یک نکته کمی برخورنده به شعور خودمان بر می‌خوریم که کمی جای تامل دارد، یک تصادف خیلی غریب که اصلا هم ربطی به فیلم‌هایی مثل 21 گرم یا تصادف یا بابل ندارد.

پوستر فیلم شیطان

پوستر فیلم شیطان

در ابتدا و با صحنه‌سازی‌های نویسنده و کارگردان گمان بیننده به مرد بازرگان می‌رود که قاتل باشد ، اما این سیر گمان تا پایان فیلم به مسیر اشتباهی هدایت می‌شود، چون دقیقا همان کسی که ما گمان می‌کنیم که قاتل است، در سکانس بعدی کشته شده است. آن‌هم توسط کسی که ما نمی‌دانیم کیست و به خودمان لعنت می‌فرستیم که چرا بین این پنج‌ نفر نمی‌توانیم او را حدس بزنیم. همین حس تعلیق است که ما را تا پایان فیلم پای آن نگاه می‌دارد، می‌خواهیم بفهمیم این قاتل لعنتی کیست؟ صحبت‌های رامیرز (کنترل‌کننده ویدیوهای دوربین‌های ساختمان) که هر از گاهی ما را به یاد این می‌اندازند که شیطان وجود دارد و آن‌جا توی آسانسور هست هم مزید بر علت دیدن فیلم تا انتها می‌شود.

در پایان فیلم که با آن صحنه‌های سم ریمی وار روبرو می‌شویم و پی می‌بریم که چگونه شیطان می‌خواهد مشت قاتل زن و فرزند کارآگاه را در آن تصادف شوم باز کند از خودمان می‌پرسیم خوب چرا باید چهار نفر دیگر کشته شوند تا یک نفر بیاید و بگوید «من خیلی متاسفم» و بعد خود او بخشیده شود؟ همه این داستان برای چه گفته شده است؟ این ها سئوال‌هایی است که از خودمان می پرسیم. آیا شیامالان نباید فیلم بسازد؟ آیا نباید داستان فیلم (و نه فیلم‌نامه) بنویسد؟ شاید به‌ترین نوشته را در این مورد به خصوص در وبلاگ «من فیلم دوست دارم» خواند که نوشته:

شیطان تایید می‌کند که هیچ‌چیز نباید با توسل به نام ام. نایت شیامالان تبلیغ شود. هیچ فایده‌ای ندارد. بهتر است او تحت یک نام مستعار کار کند اگر که می‌خواهد مردم در آینده به دیدن فیلم‌های‌اش بروند. |+|

مدیوم سینما برای چنین لوکیشن بسته‌ای و تازه آن‌هم با نگاه از بالا به پایین دوربین شاید اصلا مدیوم مناسبی برای ساخت نباشد. به شخصه فکر می کنم مدیوم تئاتر برای نشان دادن چنین تریلری تا آخرین حد خودش مناسب‌تر می‌بود. هر چند هنوز می‌گویم کلیت این داستان، آدم‌های‌اش، روابط آن‌ها با یک‌دیگر و خیلی چیزهای دیگر فیلم زیر سئوال است.

مسئله شیطان این فیلم برای من تا حد زیادی یادآور فیلم نه چندان دل نشین دیگری است از استاد سم ریمی (پیش‌وند استاد را به عنوان طعن و کنایه به کار نبرده‌ام ، کسی که فیلمی مثل «مرد عنکبوتی» را می سازد و من (نوعی) آن‌را بالای ده بار نگاه کرده‌ام و هم‌چنین از فانتزی بسیار خوب‌اش در سری فیلم‌های ارتش تاریکی (در ایران : کلبه وحشت)  خیلی لذت برده‌ام، استادی است به تمام معنا) به نام «مرا به جهنم بکشان» که روابط علت و معلولی بین کنش‌ و واکنش‌های افراد فیلم خیلی مشخص نبود و من خودم در سکانس بز به معنای واقعی کلمه ترسیدم، اما لذت نبردم. در فیلم شیطان (که شاید شیامالان با انتخاب چنین عنوان سرراستی برای فیلم‌اش که  داستان را در همان ابتدا لو می‌دهد، همان اول کار قبر‌اش را کنده‌است) نیز روابط آدم‌ها خیلی مشخص نبود.

نمایی از «شیطان» فیلمی نوشته ام. نایت شیامالان

نمایی از «شیطان» فیلمی نوشته ام. نایت شیامالان

هنوز عقیده‌ام را در این نکته که «هر فیلم ارزش یک‌بار دیدن را دارد» از دست نداده‌ام. امیدوارم دیگر بینندگان این فیلم هم پس از دیدن «شیطان» چنین باشند.

زاپاس: شیطان در آی‌ام‌دی‌بی ، در ویکی‌پیدیا،  سایت رسمی فیلم

2 دیدگاه

دسته معرفی فیلم, نقد فیلم

فراموش کردن سارا مارشال – نقد فیلم

نام فیلم فراموش کردن سارا مارشال
کارگردان نیکلاس استالر
فیلمنامه جیسن سیگل
موسیقی لایل ورکمن
بازیگران جیسن سیگل (پیتر برتر)
کریستن بل (سارا مارشال)
میلا کونیس (ریچل جنسن)
راسل برند (آلدوس اسنو)
گونه کمدی – رومانتیک
کشور ایالات متحده
سال 2008
زمان 117 دقیقه
امتیاز من 3/4

فیلم کمدی-رومانتیک «فراموش کردن سارا مارشال» به کارگردانی نیکلاس استالر و به تهیه کنندگی جاد آپاتو و به نویسندگی جیسن سیگل و با بازی خود سیگل و کریستن بل و میلا کونیس وراسل برند را چند شب پیش دیدم. فیلمی که آپاتو با همان افراد همیشگی مثل سیگل و جونا هیل و … کار کرده است. کمدی‌کارانی که در آمریکا همیشه جواب داده‌اند. نویسندگی سیگل در این فیلم هم که از تجربیات شخصی خود او در شکست های عشقی اش الهام گرفته شده، جانی از نوعی دیگر به فیلم دمیده است. سابقه هم کاری سیگل و آپاتو هم برمی‌گردد به سریال هایی مثل «عجیب‌ها و خوره ها» که ژانر آن نوجوانانه بود.

داستان:

در فیلم فراموش کردن سارا مارشال ما با موقعیتی سرراست مواجه‌ایم. پیتر بِرِتر که یک آهنگ‌ساز برنامه‌های تلویزیونی است به ظاهر با سارا مارشال که او در سریالی که پیتر موسیقی اش را می سازد نقش اصلی را ایفا می‌کند، آن‌هم نقشی شبیه آن‌چه در سریال‌هایی مثل سی‌اس‌آی می‌بینیم، زندگی دوستانه خوبی دارند. دوست‌دختر پیتر ، سارا مارشال است.

او که یک سال است با بازی‌گر دیگری روی هم ریخته در ابتدای فیلم به پیتر می گوید که می خواهد از او جدا شودو جدا هم می شود. می‌رود. پیتر نمی‌تواند با این مسئله کنار بیاید و گریه‌ها می کند. ان‌هم از نوع بلندش. همین گریه‌های سوزناک پیتر با آن هیکل عظیم‌اش اوج سادگی بیان کمدی موقعیت (از نوع تناقض اش) است. پیتر سعی می‌کند برای جدا شدن از موقعیت اسفناک‌اش به هاوایی سفری تفریحی کند. جایی که سار ا و دوست پسر جدید‌اش هم همان جا را برای ماه عسل انتخاب کرده‌اند. در آنجا پیتر موقعیت جدید، یعنی رویارویی با سارا و آلدوس (دوست جدید سارا) را پذیرفته و حتا در مواقعی به دعوت شام آن‌ها نیز پاسخ مثبت می دهد. رفته رفته پیتر باب آشنایی با پذیرگر هتل راچل را باز می کند و در ادامه جدالی بر سر ترمیم رابطه گذشته یا توسعه رابطه جدیدش را خواهد داشت.

از راست: کریستن بل، راسل برند، جیسن سیجل و میلا کونیس

از راست: کریستن بل، راسل برند، جیسن سیگل و میلا کونیس

نقد:

فیلم «فراموش کردن سارا مارشال»  داستانی کلیشه ای، جدا شدن دو شریک زندگی از یک دیگر و ملاقات اتفاقی آن‌ها در جایی که انتظارش را ندارند را به عنوان طرح داستانی خود درنظر گرفته است.. هم‌چنین رقیب‌های عشقی متقابل نیز در جلو بردن ماجرای فیلم کمک می کنند. سیگل یک صحنه ناب و تک در فیلم‌اش نوشته که همان صحنه خداحافظی برهنه در ابتدا و موقعیتی مشابه همان در انتهای فیلم است. صحنه موزیکال عروسکی دراکولا هم نظیر ندارد و این ها هم خلاقیت سیگل است. اما چند نکته در فیلم توی چشم می‌زند و زیادی زن برادر ناتنی پیتر (سیگل) لزوم وجودش در فیلم اصلا احساس نمی شود. هم چنین برادر او نیز زاید به نظر می‌آید.

فیلم آن‌قدر در گیشه موفق  بوده (حدود سه برابر هزینه‌ها فروش داشته است) که سازندگانش در پی ساخت یک دنباله فرعی هم برآمدند و فیلم «او را به گریک بیاور» را با بازی هیل و برند همین چند ماهه به روی پرده بردند. نقطه مثبت کار پایان‌اش است که کلیشه‌ای نیست و می‌شود گفت نمادین هم هست. این‌که خود سیگل گفته صحنه برهنگی در زندگی واقعی‌اش و در موقعیتی مشابه برای خود آو پیش آمده چیزی از بکری ماجرا کم نمی‌کند. فراموش کردن سارا مارشال 117 دقیقه سرگرمی سالم و خاص را برای بیننده‌اش به ارمغان می آورد. صحنه هایی از کمدی موقعیت و کلامی که بیش‌تر وقت‌ها سر جای خودشان هستند. ورود سیجل به دار و دسته آپاتو نوید روزهای خوش کمدی -رومانتیک های خوب است.

زاپاس: فیلم در آی‌ام‌دی‌بی، در ویکی‌پیدیای انگلیسی، در ویکی پیدیای فارسی ،

سایت‌ طرف دار سارا مارشال، مصاحبه با عوامل فیلم

بیان دیدگاه

دسته معرفی فیلم, نقد فیلم